تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1666

مساهمون:

ص١٦٦٦
4 - وقتى شكار باصابت تير هلاكتش مستند به حد و برندگى آن باشد نه ثقل و سنگينى آن . و بر فرض قصور دلالت لفظى بر كفايت يا عدم كفايت هلاكت مستند بساچمه و فشنگ مرجع اصل عملى است . 5 - شكار در حالى كه داراى حيات استقرارى است از نظر غائب نشده باشد پس اگر بعد از غيبت آن را بيابند و معلوم نشود كه هلاكتش مستند بتيرى است كه به او اصابت كرده يا جهت ديگرى داشته خوردن گوشت آن حلال نخواهد بود . 6 - هلاكتش مستند بسگ شكارى يا اصابت تير باشد پس اگر تير به آن اصابت كرده و از بلندى افتاده باشد يا پس از اصابت تير در آب افتاده و غرق شده باشد خوردن گوشت آن حرام است . 7 - حيوان مملوك نباشد پس اگر آثار ملكيت در آن مشاهده شود مثل اينكه طوقى در گردنش باشد نه صيد آن حلال است و نه خوردنش . 8 - وجود قصد است ، پس اگر شخص بدون قصد شكار ، تيرى انداخت و به شكار اصابت نمود بدون تذكيه حلال نخواهد بود . ( كليات حقوقى ص 206 ، 207 ) ديگر اينكه : آب و گياهانى كه در اراضى بلا صاحب روئيده شده باشد از مباحات محسوب بوده و تا وقتى كه تحت حيازت قرار نگرفته‌اند هر كس حق دارد از آنها منتفع گردد . ( كليات حقوقى ص 204 )

مُبادَلَة

- ( اصطلاح فقهى ) انواع معاملات است .

مُبادَلَةُ الرَّأسَيْن

- ( اصطلاح ادبى ) نزد بلغاء آنست كه دو لفظ متجانس در كلام آرند كه در اولين حروف مختلف باشند چون « سلام و كلام و سلامت و ملامت » ( از كشاف ص 162 ) .

مَبادى

- ( اصطلاح فلسفى ) مبادى جمع مبدأ است و مبادى اشياء ابتداء و علل اوليه اشياءاند . مبادى اجسام عناصر اربعه‌اند و . . . و مبادى كون و فساد ماده و صورت است ( تهافت التهافت ص 145 - تفسير ما بعد ص 73 ) . و از نظر عرفا عبارت از امورى است كه سالك در مبدأ سير خود بايد رعايت كند مانند صوم و صلاة و غيره و بالاخره آداب شرعى است كه مبتديان سلوك ناگزير از رعايت آن ميباشند . فارابى گويد : مبادى وجود چهار بود . ما ذا ، بما ذا ، كيف وجود الشيء و عما ذا . رجوع به تحصيل السعادة ص 5

مَبادى أَرْبَعَه

- ( اصطلاح فلسفى ) مبادى اربعه هم اطلاق بر عناصر اربعه مىشود و هم بر علل اربعه ( ماده ، صورت ، فاعل و غايت ) مىشود ( از شفا ج 2 ص 535 ) .

مَبادىِ أَفْعال

- ( اصطلاح فلسفى ) كليهء افعال اختيارى كه از انسان صادر مىشود مسبوق بمقدمات و مبادى چند است كه آنها را مبادى عامهء افعال مينامند و عبارتند از تصور فعل ، اعتقاد بنفع و ضرر آن ، شوق ، اجماع يعنى ارادهء جازم و قوت محركهء عضلات .