نهضت خاصى در فلسفه بوجود آوردند و افكار حوزههاى اسكندرانى و ما قبل و ما - بعد آن را يكسره رها كردند و به حكماى اقدم روى آوردند يعنى همان كارى كه بعدها شيخ شهاب الدين و ملا صدرا كردند .
در موارد متعدد از رسائل خود اعتراف كردهاند كه هدف آنان توفيق بين علم و زندگى و دين است و بدين جهت در تمام شئون علمى وارد شدند .
در اينجا بىمناسبت نيست كه پارهاى از فرقههاى كلامى را طردا للباب ذكر كنيم و سخن را مجددا باصل موضوع برگردانيم .
اشارت كرديم كه هر يك از دو مذهب بزرگ كلامى يعنى معتزلى و اشعرى به فرقههاى كوچكترى منشعب شدند و البته بسيارى از اين فرق بر اساس اعتزال بوجود آمدهاند ، از جمله اين فرقهها عبارتند از :
1 - قدريه : بعضى گفتهاند كه اينان را از اين جهت قدريه نامند كه معتقد به قضا و قدرند و گويند هر كس مقدرات خود را خود معين مىكند نه خدا .
2 - نظاميه : پيروان نظام نيشابورى معتزلى .
3 - ثماميه : پيروان ثمامة بن اشرساند ( 213 ه ) .
4 - معمريه : پيروان معمر بن عباد - السلمى ( 220 ه ) .
5 - بشريه : پيروان بشر بن المعتمر ( 326 ه ) .
6 - هشاميه : پيروان هشام بن عمرو الفوطى ( 226 ه ) امامى مذهب .
7 - مرداريه : پيروان ابو موسى عيسى بن صبيح مردار كوفى .
8 - جعفريه : پيروان جعفر بن مبشر ثقفى ( 243 ه ) .
9 - اسواريه : پيروان ابو على اسوارى ( 240 ه ) .
10 - اسكافيه : پيروان محمد بن عبد الله اسكافى ( 240 ه ) .
11 - جاحظيه : پيروان جاحظ بصرى ( 255 ه ) .
13 - خياطيه : پيروان ابو الحسين خياط ( 300 ه ) .
14 - جبائيه : پيروان محمد بن عبد - الوهاب جبائى ( 230 ه ) .
15 - حائطيه : احمد بن حائط ( 232 ه ) .
16 - كعبيه : پيروان عبد الله بن محمود كعبى ( 316 ه ) .
17 - حماريه ، نامعلوم و مذهب خاصى ندارند .
گويند فرقههاى معتزلى در حدود 22 فرقهاند كه هر يك در بناى كلام اسلامى بر اساس اعتزال سهمى داشتهاند .
مثلا و اصل بن عطا پنج اصل را وضع كرد كه بطور اختصار اشاره شد و شايد شرح آن بعدها بيايد .
ديگر ابو هذيل علاف ( 135 - 226 ه ) از معتزليان بصره است كه يكى از افراد بسيار مؤثر در دستگاه فلسفى معتزله مىباشد وى در بسيارى از مسائل مانند جوهر و عرض اطهار نظر كرده است . او گويد : « اعراض ممكن است قائم به اجسام نباشد و خود مستقل بالذات باشد » .
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1598
مساهمون: سيد جعفر سجادى
ص١٥٩٨