و آنان كه ميگويند : ما شرعا متعبديم بقياس ، ميگويند كه : خداى تعالى گفته است :
فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ
، و « اعتبار » قياس است و ما مامور به آن .
جواب آنست كه مسلم نيست كه « اعتبار » قياس است ، بلكه مستفاد از « اعتبار » تدبر و تفكر و اتعاظ است ، نه حكم بقياس . و دليل برين آنست كه كسى را كه استعمال قياس كند ، وى را « معتبر » نخوانند ، چنان كه تفكركننده را قايس نگويند .
ديگر گويند : صحابه در مسائل بسيار با يكديگر نزاع كردند ، چون نصى نيافتند در آن مسائل بقياس و اجتهاد گفتند ، و آنان كه بقياس نگفتند بريشان انكار نكردند ، و اين دليل است بر آن كه ايشان اجماع كردند بر قياس .
جواب آنست كه نزاع ايشان دلالت نكند بر آن كه نصى نيافتند ، زيرا كه بسيار باشد كه با يكديگر نزاع كنند در مسألهاى و بر آن مسأله نصى باشد ، چنان كه در مسح پاى و شستن ، با وجود نص خلاف كردند .
و انكار ناكردن بعضى ، دليل رضا و اتفاق نباشد ، تا لازم آيد كه اجماع باشد بر قياس ، با آنكه انكار كردند .
از امير المؤمنين على ع روايت كردهاند كه او گفت : « اگر دين بقياس گرفتندى ، اندرون موزه بمسح اولاتر بودى از بيرون .
و گفت :
« اياكم و القياس فى الاحكام »
، يعنى : بر شما باد كه حذر كنيد از قياس كردن در حكم .
و از ابو بكر روايت كردهاند كه او گفت : « اى سماء تظلنى و اى ارض تقلنى اذا قلت فى كتاب الله برأيي » يعنى : كدام آسمان بر من سايه افكند ، و كدام زمين مرا در بر دارد ، چون در كتاب خداى رأى خويش گويم .
و از عمر خطاب روايت كردهاند :
« اياكم و اصحاب الرأى ، فانهم اعداء السنن » ، يعنى : از اصحاب راى حذر كنيد كه ايشان دشمنان سنتاند .
و غير ايشان از صحابه كه ذكر انكار ايشان اطنابى دارد .
گفتند : چون رسول ص معاذ را بيمن فرستاد ، وى را گفت : بچه چيز حكم كنى ؟
گفت : به كتاب الله . گفت اگر نيابى ؟
گفت : بسنت رسول الله . گفت : اگر نيابى ؟
گفت : « اجتهدت برأيى » اجتهاد كنم . رسول ص فرمودند : « الحمد لله الذى وفق رسوله » ، و اين نصى صريح است به صحت اجتهاد .
جواب آنست كه اين از اخبار آحاد است ، موجب ظن باشد ، به ظن اثبات اصول نتوان كرد ، و قياس از اصول است نزد شما ديگر آنكه اسناد اين خبر منقطع است ، و هر كه روايت مىكند ، اضافتش با جمعى از اصحاب معاذ مىكند . و چون نقلكننده معلوم نباشد عمل بر وى روا نباشد ، از آنكه ممكن باشد كه فاسق باشد .
ديگر آنكه اين خبر معارض است به آنكه روايت كردهاند كه چون پيغمبر ص معاذ را گفت : اگر در كتاب و سنت نيابى ؟
گفت : من پيش تو نويسم ، و تو پيش من نويسى . و رسول ص فرمود :
« الحمد لله الذى وفق رسول رسوله »
. و هر چه درين باب ميآرند از اخبار معارض است به آنچه روايت كردهاند از