كه بعد از وضع ثمن زوجه و دو سدسى كه متعلق به ابوين است باقى اختصاص به دخترها خواهد داشت .
و همچنين اجتماع زوج با كلالهء امى ( برادر و خواهر مادرى ) و يك خواهر يا چندين خواهر ابى و امى يا ابى تنها كه در اين فرض زوج نصيب اعلاى خود را كه نصف باشد ميگيرد . و باقى مخصوص خواهر يا خواهران متعدد ابى و امى تنها خواهد بود .
خلاصهء هر دو مسأله آنكه اگر بواسطهء بودن چندين نفر صاحبان فرض تركه ميت كفايت نصيب تمام آنها را نكند نقص بر بنت و بنتين وارد مىشود و اگر پس از موضوع كردن نصيب صاحبان فرض زيادتى باشد و وارثى نباشد كه زياده را بعنوان قرابت ببرد اين زياده بين صاحبان فرض بر طبق مقررات تقسيم مىشود . ليكن زوج و زوجه مطلقا و مادر اگر حاجب داشته باشد از زيادى چيزى نمىبرد .
( كليات حقوقى 40 ، 404 )
عَوهَقَين
- ( بفتح عين ) از اصطلاحات نجومى است و دو ستارهء بود واقع ميان صليب واقع و ميان فرقدين كه دو گرگ هم نيز گويند .
( از التفهيم ص 101 )
عَهد
- ( اصطلاح فقهى و عرفانى ) يعنى پيمان و تعهد كردن نسبت بامرى است و فرق بين عهد و ميثاق آنست كه ميثاق توكيد همان عهد است و گفته شده است كه عهد دو طرفى است و ما بين دو نفر است و ميثاق يك طرفى است و عهد شرعى مانند نذر است در تمام شرائط و صيغه آن : « عاهدت الله - او على عهد الله ان افعل كذا او اتركه . . . » در هر حال كسى كه عهد كند با خداى خود ، كه اگر عملى انجام شد يا نقمتى ازو دفع شد كار خيرى انجام دهد واجب است عمل بدان عهد .
( از شرح لمعه ص 201 - الفروق ص 43 ) - در معنى عرفانى پيمان ، پيمان حق با بندگان در روز الست و ازل هر عهدى ، پاى بند بودن به عهد و پيمان در دين اسلام از واجبات است .
« و ان حسن العهد من الايمان ( اسرار التوحيد )
« أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ »
.
عهدها بستيم بس در كارها * نذرها كرديم در سربارها
قوت آن كو كه پايان آوريم * عاجزيم و ناتوان و مضطريم
گر نه فضلت دستگير ما شود * واى بر ما زانكه رسوائى بود
نذر ما را با وفا پيوسته دار * عهد ما را از كرم دار استوار
عهد ما بشكست صد بار و هزار * عهد تو چون كوه ثابت بر قرار
عهد ما كاه و بهر بادى زبون * عهد تو كوه و ز صد كه هم فزون
عَهدِ التِزامى
- ( اصطلاح فقهى ) دربارهء اين گونه عهود در كليات حقوقى آمده است :
عقد يا عهدى التزامى است مثل بيع و اجاره و يا اذنى مجانى است مثل هبه و عاريه و وديعه .