ض
ضائِن
- ( اصطلاح عرفانى ) « ضن » بمعنى بخل و « ضن بالمكان » يعنى ترك نگرد مكان را ، و بمعنى اختصاص چيزى به چيزى و كسى است و نفيسان را از جهت نفاست خصائص ايشان ضائن گويند كه عارفان باللهاند .
( اصطلاحات شاه نعمت الله ص 68 ) .
شاه نعمت الله گويد :
ديده بگشا خداى را ميبين * عين او را به عين ما مىبين
هر چه بينى به عين حق بنگر * بلكه حق عين چيزها مىبين
ضابِطَة
- ( اصطلاح منطقى و اصولى ) ضابطه عبارت از حكم كلى است كه منطبق بر جزئيات باشد و در تحت قاعدهء كلى در آيد قاعده فروع را از ابواب پراكنده جمع كند و ضابطه فروع يك باب را جمع كند ( از كشاف ص 1186 ) .
ضاله
- اين اصطلاح فقهى است و مملوكى را كه راه گمكرده باشد گويند بر خلاف آبق . و بالاخره اطلاق بر حيوانى شود كه از دست صاحب آن گريخته و يا به نحوى از آنها ناپديد شده باشد كه در فقه احكامى دارد و نزد اهل ذوق كنايت از حريت و هم نامعلوم بودن حقايق است و سرگردانى است :
مولانا :
ضاله چبود ناقهء كم كردهء * از كفت بگريخته در پردهء
كاروان دربار كردن آمده * اشتر تو از ميانه گمشده
ميدوى اين سو و آن سو خشك لب * كاروان شد دور و نزديك است شب
رخت مانده بر زمين در راه خوف * تو پى اشتر روان گشته بطوف
كاى مسلمانان كه ديد است اشترى * جسته بيرون بامداد از آخورى
هر كه بر گويد نشان از اشترم