عمرى و رقبى از اين حيث خاصند .
( كليات حقوق ص 341 ) رجوع شود به رقبى ، عمرى سكنى
سُكُون
- ( اصطلاح فلسفى ، عرفانى و ادبى ) سكون در اصطلاح فلسفه يعنى عدم الحركة و مقابل حركت است از باب تقابل عدم و ملكه و ساكن مقابل متحرك است و بنا بر اين مجردات نه متحركاند نه ساكن زيرا شأن آنها متحرك بودن نيست كه سكون دربارهء آنها صادق باشد .
متكلمان گويند : سكون عبارت از استقرار در زمان است كه حركت در آن واقع مىشود و بنا بر اين تعريف ، سكون ضد حركت است .
شيخ الرئيس گويد : « اما السكون فعدم فعل لا فعل » كه همان عدم الحركة باشد .
( از شفا ج 1 ص 48 ، 109 ) بعضى در تعريف سكون گفتهاند كه عبارت از دو كون است در دور زمان در يك مكان و كون در آن دوم در مكان اول و حركت مقابل آن يعنى كون دوم در آن دوم در مكان دوم را حركت ميگويند .
( از دستور ج 2 ص 172 و رجوع شود به شفا ج 1 ص 48 - اخوان ج 3 ص 145 ) اين اصطلاح معنى اخلاقى نيز دارد و آن بود كه نفس در خصومات يا محاربات كه جهت حفظ حرمت دين و ملت يا حشمت نفس عصبيت ضرورت شود خفت ننماينده و اين را عدم طيش نيز گويند .
( از اخلاق ناصرى ص 76 و رجوع باخلاق جلالى ص 62 شود ) نزد عرفا آرامش و ضد حركت است و كنايت از آرامش در كنف عنايت حق است كه از نتائج توكل است .
ابو العباس گويد : « السكون الى مألوفات الطبايع يقطع بصاحبها عن بلوغ درجات الحقائق » .
و گفتهاند « من سكن الى غير الله تعالى ، اهمله تعالى و تركه و من سكن الى الله تعالى قطع عليه طريق السكون الى شىء سواه » .
( طبقات ص 419 ) نزد ادباء از صفات حروف است و در مقابل حركت است و آن بىحركتى است و ادباء عرب گويند ابتداء به ساكن محال است .
سَكينَه
- ( اصطلاح عرفانى ) سكينه بمعنى آرامش و وقار است كه در دل سالك بعد از وصول اطمينان خاطر به حق حاصل مىشود به حكم
« هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ »
( از شرح منازل ص 141 )
سَلاقا
- ( اصطلاح نجومى ) روز پنجشنبهء چهل و يكم فطر بود و بدين روز عيسى از ميان شاگردان سوى آسمان برآمده و وعده داد كه فارقليط را بفرستد و اين نام روح القدس است .
( از التفهيم ص 250 )
سُلاقا
- ( بضم سين ) .
سَلاسَت
- مقابل لزوجت است و نزد شعراء آنست كه در نظم روانى به حدى باشد كه در اداى آن هيچ گرفتگى نبود از جهت لفظ ( از كشاف ج 1 ص 733 ) .
سَلامَت
- ( اصطلاح عرفانى ) مقام امن است كه فرمود .
« ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ »