بيان اين مطلب مىرساند ترجمههائى كه از يونانى به عمل آمده آن طور كه بايد و شايد فهمش آسان نبوده و وقتى نابغه بزرگى مانند بو على سينا در فهم مطالب در زحمت باشد از ديگران چه توقّع ميتوان داشت ، بدين لحاظ حكماء و اطباء آن زمان چه در دورهء مترجمين و چه پس از آنها احتياج به استفاده از كتب يونانى داشتند بديهى است اجبارا آن كتب مورد قبولشان بوده ولى كم كم پزشكان ايرانى توانستند اين كتب را كاملا بررسى نموده و آنچه كه با عقل و تجربه موافقت داشته قبول و نسبت به آن قسمت كه با عقل و تجربه ( بفراخور معلومات آن زمان ) منافات داشته و يا آنكه نقائصى در اين كتب مشاهده مينمودند با كمال احترام و تعظيم نسبت به پيشينيان ايراد گرفته و بديهى است غير از ايرانيان ديگران نيز ايرادات و اشكالاتى بر كتب و معلومات يونانيها گرفتهاند .
اما در تاريخ طبّ اسلامى در حقيقت كسانى كه اوّل دفعه جرأت اين امر را پيدا نموده و با كمال شهامت در اين ميدان پيدا شدند ايرانيها بودند ، مضافا به اين كه از خود تآليف و تصانيف عظيمه و آثار گرانبهائى در طبّ بيادگار گذارده كه عموما مجموعه آثار قدما و دوران خودشان را بطور اتمّ و اكمل بيان داشتهاند .
نمونهاى از اين شهامت يعنى ايراد و خردهگيرى حسابى بر كتب پيشينيان و نتيجه استقلال فكرى پزشكان ايرانى در اغلب كتب نوابغ ايرانى مانند رازى و اهوازى و شيخ الرّئيس بو على سينا و ديگران ديده مىشود و اينك من باب مثال اهوازى را شاهد اين امر قرار ميدهيم :
پزشك عاليشأن ايرانى على بن عباس مجوسى اهوازى ارجانى
رساله جوديه ( فارسى ) — صفحة مقدمه 18
مساهمون: أبو علي سينا
صمقدمه ١٨