قسمت اول - طب يونان و انتقال آن بايران
بقراط پيشواى علم طب « 1 »
لازم بتذكّر نيست كه طبّ در عالم چنان كه در جميع كتب تاريخى آمده توسّط پيشواى بزرگ اين علم يعنى بقراط ترقّى نموده و الحقّ اگر نام بقراط را پدر علم طبّ گذاردهاند بحقّ بوده است « 2 » .
بقراط طبّ را از صورت خرافات و اسرار بيرون آورده با مطالعهء كامل ثابت نمود كه امر زندگانى و مرگ قوانين طبيعى مىباشد ، بعلاوه تجربه را نيز ضميمهء آن نمود كه در حقيقت طبّ نظرى
Medecine theorique
و طبّ عملى
Medecine pratique
را با يكديگر توأم نمود ، از آن گذشته بواسطه تأليفات خود كه در اين علم برشتهء تحرير در آورده آثار گرانبهائى از خود بيادگار گذاشته است .
از خصائص طبّ بقراط كه دانستن آن بر هر پزشك لازم بلكه واجب است آنكه بقراط مسائل اخلاقى و اجتماعى و تكاليف طبيب را در برابر بيمار و جامعه با بهترين طرزى برشتهء تحرير در آورده و همانست كه بسوگند نامهء بقراط
Sermentd , Hippocrate
معروف مىباشد كه هنوز
هامش
( 1 ) -Hippocrate.
( 2 ) - تأليفات بقراط در طبّ پايه و اساس و مبناى دانش پزشكى بوده و عمدهترين تأليف وى عبارتند از « الف - سوگندنامه بقراط ، ب - آب و هواى بقراط ، ج - طبيعت انسان ، د - تقدمة المعرفه ، ه - كتاب امراض حادّه ، و - كتاب ابيذيمياى بقراط ، ز - كتاب فصول ، ح - كتاب اخلاط كه تمام آنها را جالينوس تفسير نموده . اهوازى كتاب اوّل ( يعنى سوگندنامه ) را در ابتداى كتاب خود شرح داده است و رازى نيز اشاراتى از كتاب امراض حادّه و اپيديمياى بقراط در كتاب حاوى بيان داشته و از كتاب فصول نيز خردهگيرى كرده و شخصا كتاب فصول موسوم به مرشد را تأليف نموده است .