باب نهم - چراست كه فراشه خويشتن اندر چراغ افكند و
همهء حيوانات از چيزهاى موذى محترز باشند ص 23 - 25
باب دهم - چراست كه مردم مفاجا از بيم يا از دشمنى بگريزد
سوى دست چپ گرايد و چون ايمن گردد روى بدان جانب نهد
كه خواهد ص 25 - 26
باب يازدهم - چراست كه بعضى از حيوان را دندان پيش
زبرين نيست و بعضى را هست ص 26 - 28
باب دوازدهم - چراست كه آب چشم آن كس كه از غم
گريد گرم بود و آن كس كه از شادى گريد سرد بود ص 28 - 30
باب سيزدهم - چراست كه نكهت مردم گرم باشد و چون
بدمد سرد باشد ص 30 - 31
باب چهاردهم - چراست كه انگشت ميانه بر پشت سبّابه
نهى تا بر يكديگر پيچد پس حبهاى يا دانهاى حمص بر كف ديگر
دست نهى و اين دو سر انگشت كه بر يكديگر پيچيده است بر دانهء
حمص بر كف دست بگردانى چنان دانى كه دو حمص است زير
انگشت و چون انگشت پيچيده نباشد يكى دانى ص 31 - 33
باب پانزدهم - چراست كه بر مقدم و شكم مردم موى بيشتر
و درشتتر بود و ديگر حيوان را بر اعالى و پشت ص 33 - 34
باب شانزدهم - چراست كه مردم را از دغدغه كراهيت
مىآيد چنانك طاقت آن ندارد . ص 35 - 36
فصل دوم
اندر مسائل نباتى
فهرست ابواب ص 37 - 38
باب اول - چراست كه سفال گوز بيرونست و سفال خرما از
اندرون ص 38 - 39
قراضه طبيعيات ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: أبو علي سينا
ص١٩١