ص 19 س 1 ( و نيز ص 47 س 5 ) - « زخم » ؛ بمعنى ضربت است .
براى شواهد ، رش : علم طبيعى دانشنامهء علائى ص 73 س 6 و ص 45 س 8 ؛ حكيم ناصر ، زاد المسافرين ص 81 س 16 .
ص 20 س 9 ببعد - بيان و تعليل مؤلّف دربارهء استخوان مشاشى و غضروفى با اطلاعات علمى جديد موافقت ندارد ( از افادات جناب آقاى دكتر مهدى آذر ) .
ص 20 س 10 - « نيت » ، ظاهرا صواب « نسبت » است ، رش : ص 21 س 5 : قريب نسبت .
ص 22 س 1 - « قحف » ، بمعنى كاسه سر و آنچه از آن شكسته گردد ، ( رش : منتهى الارب ) .
ص 22 س 2 - « امّ حافيه » ، چنان كه در ذيل صفحهء 22 ذكر كرديم شكلهاى محفوظ اين كلمه در نسخههاى سهگانه براقم اين سطور راهى براى تصحيح آن نشان نداد ، باقتضاء سياقت كلام تركيب مذكور ممكنست « امّ غليظ » باشد ، چنان كه در ذيل صفحه ثبت شده يا باحتمال قوى « امّ صافقه » ، صافقه بمعنى سختى . صفاقت : سختگى جامه . صفيق : سخت بافت ، ( رش : منتهى الارب ) . دربارهء دو امّ دماغ ، رش : طبيعيات كتاب الشفاء ص 455 ؛ قطب الدين شيرازى ، درّة التاج ، بخش نخستين ج 5 ص 106 .
ص 26 س 3 - « بگردانى » ، در اينجا يعنى رها كنى يا وادارى كه بگردد .
ص 27 س 2 - راجع بقرن حيوانات و مقايسهء با آنچه در اين كتاب آمده است ، رش : طبيعيات كتاب الشفاء ص 396 و ص 469 .
قراضه طبيعيات ( فارسى ) — صفحة 143
مساهمون: أبو علي سينا
ص١٤٣