لبنان و فلسطين ) با سرعتى كم نظير صورت گرفت ولى در ايران كه زبان مردم آريائى بود ، عربى با قدرت بسط و تأثير و تسلط خود و تقدّم فتح ايران بر ديگر كشورها و كثرت عدد مهاجران تازىنژاد در شهرهاى ايران و غلبهء دين اسلام بر مذاهب مزدائى و حمايت دولت حاكم ، نتوانست تفوّق و قوّت جاذبهء خود را قطعا پايدار و ثابت كند .
در نقاطى كه مانند ما وراء النهر و خراسان از مركز خلافت اسلامى دور بود يا در ولايتهاى ساحلى درياى خزر كه وجود رشته كوههاى البرز و دشوارى راهها مردم را نسبة از قدرت و سلطهء مستمر عرب مصون و محفوظ ميداشت ، موبدان زرتشتى و فرزانگان و دانايان و اسپهبدان و بزرگزادگان و اصحاب بيوتات قديم با دلبستگى و شور و شوق بحفظ زبان و كيش و فرهنگ و آئينها و داستانهاى ملى خود مىكوشيدند و جنبشهاى دينى و شورشهاى سياسى و نهضتهاى اجتماعى تمايلات استقلالطلبى و روح قوميّت و ميل احيا و تجديد نظام اجتماعى قديم و حكومت ايرانى و رواج و رونق زبان ملى را همواره تاييد و تقويت ميكرد .
پس از آنكه دولت اموى با مساعى ايرانيان منقرض شد و دولت عباسيان بر سر كار آمد و وزيران و سرداران ايرانى صاحب قدرت شدند ، مقدمات و زمينه براى تشكيل دولتهاى ملى فراهم گرديد و اين امر با مبارزات ممتد و شديد شعوبيه و رفتار خدعهآميز بعضى از خلفاى عباسى نسبت برجالى كه تدبير و شمشير خود را وقف خدمت آنان كرده بودند تسريع شد .
تأسيس دولتهاى طاهرى ( 206 - 259 هجرى ) و صفّارى ( 247 - 393 هجرى ) و علوى طبرستان ( 250 - 316 هجرى ) و سامانى ( 261 - 389
قراضه طبيعيات ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 17
مساهمون: أبو علي سينا
صمقدمهء مصحح ١٧