به نظر شيخ رئيس قوس نزول موجودات در فلك نهم خاتمه مييابد .
چنان كه خود شيخ گويد : « و تا بدين جايگاه عالم بساطت تمام شد و سپرى گشت و طرف بدايت به آخر رسيد ، و از اين جا طرف اعادت آغاز كرد » « 1 » و از آن پس قوس صعود در نتيجهء تركيب عناصر آغاز ميگردد و معدن و نبات و انسان ايجاد مىشود و نفس و عقل در انسان بوجود ميآيد و انسان را نيز آن مقام است كه ميتواند بدرجهء عقل اول برسد و معنى و مفهوم آيهء شريفه
« اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ »
و آيهء
« وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ »
اشاره به همين مطلب است « 2 » .
بعقيدهء شيخ رئيس و طرفداران نظريهء فيض ، عقول عشره داراى مبانى روحانى بوده و از اين رو افلاك در حركت ارادى خود كه منبعث از نفوس محركه است به طرف آنها شائق و راغب هستند و علت حركت عالم ، شوق و تشبه بخير اعلى و كمال مطلق يعنى ذات حق است . منشأ اين حركت عقل است ليكن عقل ، فلك را بالمباشره به حركت در نمىآورد بلكه نفس است كه وسيلهء حركت افلاك مىباشد . بنا برين در همهء اشياء ، ميل تشبه بكمال
هامش
( 1 ) - رجوع شود به صفحهء 25 همين رساله .
( 2 ) - جلال الدين مولوى راجع به اين معنى در مثنوى گويد .از جمادى مردم و نامى شدم * و از نما مردم به حيوان سرزدم
مردم از حيوانى و آدم شدم * پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم
حمله ديگر بميرم از بشر * تا برآرم از ملائك بال و پر
در ملك هم بايدم جستن ز جو * كل شىء هالك الا وجهه
بار ديگر از ملك قربان شوم * آنچه اندر و هم نايد آن شوم
پس عدم گردم عدم چون ارغنون * گويدم كانا اليه راجعون