آن « آزارى نباشد » .
شيخ الرئيس دربارهء اين اشكال مىگويد :
أو لعلّك تقول : هلّا أمكن أن يبرأ القسم الثّانى عن لحوق الشّرّ ؟
يا شايد بگويى : چرا قسم دوم از پيوستن شر بر كنار نباشد ؟
پاسخ اشكال
درست است كه اگر در عالم طبيعت هيچگونه شرّى نباشد ، ايدهآل بلكه فوق ايده آل است ؛ ولى با تضادّى كه لازمهء وجودات مادّى است و با تصادمها و برخوردهايى كه خواهىنخواهى ميان آنها تحقّق پيدا مىكند ، چگونه مىتوان انتظار داشت كه حتّى شرّ اندكى بر وجود آنها ترتّب پيدا نكند ؟ يا بايد با عدم ايجاد اينگونه موجودات ، از خير فراوان آنها گذشت و يا بايد با ايجاد آنها از شرّ اندكشان چشمپوشى كرد و البته رجحان بادوم است .
فرشتهاى كه وكيل است بر خزانهء باد * چه غم خورد كه بميرد چراغ پيرزنى
آيا مىتوان بهسبب خاموش نشدن چراغ يك پيرزن ، درهاى خزانهء باد را قفل زد و موجودات اين عالم را از فيض بيكران آن بىبهره كرد ؟
مستشكل نمىخواهد بگويد : اينگونه موجوداتى كه در تضاد و تصادم خود مشكلاتى بهبار مىآورند و ضررها و زيانهايى مىرسانند ، نبايد آفريده شوند ، بلكه مىخواهد بگويد : بايد بهگونهاى آفريده شوند كه زيان اندك هم بر وجود آنها مترتّب نشود .
بايد ديد آيا چنين چيزى ممكن است ؟ آيا مىتوان انتظار داشت كه آتش در تصادمها و برخوردهاى خود ، آنچه را براى ما زيانبار است ، بسوزاند و آنچه را مفيد است ، نسوزاند ؟ آيا مىتوان انتظار داشت كه آبها برنامهء جريان و تبخير و تقطير خود را مطابق ميل ما تنظيم كنند و هرجا زيانبخش است از جريان و تبخير و