برخاسته و همين نظام علمى خير ، منشا پيدايش نظام عينى خير گشته است . بنابراين ، كلّ نظام عينى ، خير است .
شيخ الرئيس در اينباره مىگويد :
فعلم الأوّل بكيفيّة الصّواب في ترتيب وجود الكلّ متّبع لفيضان الخير في الكلّ ؛
علم واجب الوجود به چگونگى صواب در ترتيب وجود كل ، مستلزم فيضان خير ، در كلّ موجودهاست .
اين استلزام ، نتيجهء اين است كه علم واجب الوجود ، متبوع ، فعلى ، تام و فوق تمام است .
از نظر شيخ الرئيس ، فيضان خير ، معقول ذات واجب الوجود است . در علم پيش از ايجاد او نظام كلى عالم هستى تمثّل يافته است . هرچيزى وقتى دارد كه در آن وقت واجب است و تنها لايق و در خور همان وقت است . اوست كه :
يفيض منه ذلك النظام على ترتيبه في تفاصيله « 1 »
نظام هستى نظامى است كه اجزاى آن مترتّب بر يكديگر است و تفصيلهايى است عينى كه به دنبال تفصيلهاى علمى واجب الوجود ، تحقّق پيدا مىكند .
اگر تفصيلهاى علمى واجب الوجود نبود ، نوبت به اين تفصيلهاى عينى نمىرسيد و اگر ذات واجب - كه در عين اجمال و بسيط بودن ، كشف تفصيلى از هر دو نظام مفصّل و مترتّب است - نبود ، از هيچكدام از دو نظام مزبور نام و نشانى نبود .
البته اين پرسش همچنان باقى است كه با وجود نظام والاى ذات و نظام تفصيلى عينى چه نيازى به نظام علمى صورتهاى علمى ارتسامى است ؟
آيا بهتر نيست كه صورتهاى علمى مشّاييان موجودهايى باشند عينى و نورى و نه ذهنى و عارى از استقلال ؟
هامش
( 1 ) . غايات و مبادى ، فصل 9 ، ص 76 .