ويژگى اوّل
عنايت در صورتى محقّق مىشود كه موجود عالم ، به كلّ ماسواى خود علم داشته باشد . او در اينباره مىگويد :
فالعناية هي إحاطة علم الأوّل بالكلّ ؛
عنايت ، عبارت است از : احاطه داشتن علم واجب الوجود به همهء موجودها .
از آنجا كه هيچ موجودى به كلّ موجودها احاطهء علمى ندارد ، طبق اين تعريف ، هيچ موجودى از صفت علمى عنايت برخوردار نيست . « 1 »
ويژگى دوم
در تحقّق معناى عنايت ، كافى نيست كه عالم ، تنها به كلّ موجودها ، احاطهء علمى داشته باشد . چنين احاطهاى تنها به عنوان شرط لازم مطرح است ، نه به عنوان شرط كافى .
بنابراين ، او بايد عالم باشد كه كلّ موجودها ، چگونه بايد باشند . نظام طولى و عرضى موجودها و تغيّر و ثبات آنها يك ضرورت است . اينكه موجود متغيّر در كدام مقطع زمانى و در كدام مكان بايد باشد ، يك ضرورت است . به همين جهت است كه شيخ الرئيس احاطهء علمى موجودها را با عبارت :
« و بالواجب أن يكون عليه الكلّ حتىّ يكون على أحسن النّظام » مقيّد كرده است به اينكه او بايد به ضرورتهاى نظام كه برخاسته از فاعليّت اوست ، آگاه باشد .
بسيار فرق است ميان كسى كه تنها به وجود چيزى آگاه باشد و كسىكه افزون بر
هامش
( 1 ) . صدر المتألّهين در تفسير عنايت از سه عنصر علم ، رضا و سببيّت استفاده برده است . طبق تفسير او هر موجودى كه نسبت به فعل خود عالم ، راضى و سبب باشد ، فاعل بالعنايه است . خواه واجب الوجود باشد ، خواه نباشد ؛ ( ر . ك : الحكمة المتعالية فى الاسفار الاربعة العقليّه ، ج 7 ، ص 55 - 57 ) .