خود را بيازماييد
1 . چرا گفتهاند : شىء واحد را نمىتوان دو بار ، بلكه يكبار ديد ؟
2 . دربارهء اينكه خداوند صفت متغيّر ندارد ، استدلال كنيد .
3 . كدام علم بر خداوند ممتنع است ؟
4 . چرا علم ، به متغيّر و ثابت تقسيم مىشود ؟
5 . چگونه جايز است كه علم به جزئى ، غير متغيّر باشد ؟
6 . عنايت را تعريف كنيد .
7 . قضا را تعريف كنيد و بگوييد : كدام يك از اقوال صحيح است ؟
8 . نظر امام فخر رازى را دربارهء قضا نقد كنيد .
9 . قدر را تعريف كنيد . آيا قدر مخصوص امور مادّى است ؟
10 . نظر امام فخر رازى را دربارهء قدر نقد كنيد .
11 . نظر شيخ الرئيس را دربارهء قضا و قدر توضيح دهيد .
12 . چرا خواجه مىگويد : جواهر عقلى يكبار در قضا به دو اعتبار و امور جسمانى دو بار در قضا و قدر ، موجودند ؟
13 . آيا ميان نفى علم به جزئيّات متغيّر و عموميّت علم واجب ، تعارض است ؟
14 . آيا علم خداوند به جزئيّات ، علم حسى است يا عقلى و اگر عقلى است ، چگونه ؟
15 . چرا وجود دفعى موجودهاى مادّى ممتنع است ؟
16 . چرا بايد وجود ممكنهاى مادّى تدريجى باشد ؟ چرا تعطيل فيض جايز نيست ؟
17 . براى وجود تدريجى موجودهاى مادّى چه عواملى دخالت دارند . آن عوامل ، علتهاى اعدادىاند يا حقيقى ؟
18 . چرا حركت و زمان غير منقطع الطرفين است ؟