توضيحى كوتاه دربارهء : زندقه وزير اعظم !
چنان كه در نامههاى سيد به علماء شيعه خوانديم ، او از « زندقه » و « كفر » وزير اعظم ! هم نالهها دارد و شكايتها مىكند . جالب آنكه ، سرانجام اين نالهها و فريادها كار خود را كرد و ميرزا علىاصغرخان - امين ! السلطان و اتابك اعظم ! - از طرف مراجع بزرگ نجف اشرف « تكفير » شد و حكم « ارتداد » ش صادر گرديد . چون اين حكم در كتب مربوط به زندگى اتابك كه عمدتاً از سوى هواداران وى مانند ابراهيم صفائى و مهراب اميرى - تأليف گرديده ، نقل نشده است و از سوى ديگر از نظر تاريخى اهميت دارد و در بركنارى و سركوبى او نقش مهمى را ايفا كرده است ، براى تكميل تاريخ زندگى وى ، متن تكفيرنامه مراجع را در اينجا مىآوريم : بسمه تبارك و تعالى بر قاطبه اهل اسلام سيما ساكنين ايران مخفى نماند كه تسلط كفر و استيلاء اجانب بر نفوس محترمه اسلاميه و بخشيدن حريّت بفرقه ضالّه بابيّه ، خذلهماللَّه و اشاعه منكرات و اباجه بيع مسكرات در ايران ، به حدى رسيده كه جاى توقف و مجال تأمل باقى نمانده و يوماً فيوماً در تزايد و از آنچه در مقام تدبير و رفع اين عوامل هائله شده اثرى نديديم و اين نيز بر ما ثابت و محقق گرديد كه تمام اين مفاسد مستند به شخص اول دولت عليه ايران ، ميرزاعلى اصغرخان ، صدراعظم است . و پادشاه اسلام اعليحضرت مظفرالدين شاه ايران خلداللَّه ملكه در نهايت ديندارى و رعيتپرورى رغبت و اهتمام را در حفظ حدود مسلمين داشته و تمام اين مفاسد را اين شخص خائن ملت و دولت اسلام بر آن ذات اقدس اعمال نموده ، چارهاى جز اظهار ،