كمى گذشت ، او را بهنام تحصيل به انگلستان ببرند ، تا اينكه با فراغت بال زمام تمام امور مصر را بدست گرفته و براى همه آقائى كنند و هرچه دلشان مىخواهد بلامانع انجام دهند . حال اى مردم ! شما را به خدا آيا بايد گفت كه بهلول احمق است ؟ يا توفيق ! يعنى كسى كه ظلم و تعدى را به جائى رساند كه حجاج را روسفيد نمود و بجاى دلجوئى از عرابىپاشا ( كسى كه بر عليه استيلاى انگليس قيام نمود ) ياران او را كه مىخواستند كشور مصر را از شر انگليسها رهائى دهند ، آنها را از مصر تبعيد نمود و حتى كسانى كه بىگناه بودند از خانه و زندگىشان آواره كرد و پيش از اينكه آنان را دربدر نمايد بيچارهها را طورى شكنجه و عذاب داد كه حتى دل سخت كافران نيز به حال آنان سوخت . خداوندا ! آخر ما چه گناهى كردهايم كه مستوجب اين همه عذاب شديم و چرا اين احمق را بجان ما مسلط كردى كه ما را گرفتار اين همه زجر و بدبختى بنمايد ؟ ! اى دادرس بيچارگان ، بداد ما برس ، ما در حال زار و نكبتبارى قرار گرفتهايم . بارالهى ! آيا ممكن است ما مرگ را با پول خريدارى نموده و خود را از اين عذابى كه هرگز در زندگى سابقه نداشت ، خلاص نمائيم ؟ آخر تا كى خديو خوب بخورد و بنوشد و در حال عيش و نوش در بستر راحتى و رفاه بسر ببرد ، ولى سايرين در حال فلاكت و ذلت شبها سرشان را روى سنگ بگذارند ؟ . . . . بلى قدرت بدست اروپائيان افتاده است ، آنها جان و مال و ناموس ما را از خائنين خريدارى كرده و ما را مانند چهارپا به هرجا كه دلشان مىخواهد مىرانند ! . ما در كوچهها سرمان را از خجلت نمىتوانيم بلند كنيم ، رجال و زعماى قوم ما دست انگليسىها را مىبوسند ! . . . اى خواننده اگر از وضع سپاه و لشكر ما بپرسى همين كافى است كه بگويم ژنرال وود انگليسى رئيس كل قواى مملكت اسلامى مصر مىباشد و او را براى اضمحلال و محوكردن ما فرستادهاند . دست فرزندان مصرى را در قاهره و اسكندريه از كارها كوتاه و بجاى آنان افراد انگليسى گماردهاند . * * * اى جوانان مصر ! بايد گفتههاى جمالالدين را در دل خود حك نمائيد .
نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
ص١٣٦