همان سال « شهر آزاد » سردار او را كشت . شهرازاد - چهل روز شاه شد . جلوس او و قتل او به دست لشكريان در سال هشتم هجرى بود . پوراندخت - خواهر شيرويه ششماه سلطنت كرد . عادلانه حركت مىكرده ودادگر بوده . ( سخن كه بدينجا رسيد سيد فرمود اى واى ( چه مردى بود كز زنى كم بود ) . . . آه آه . ) آذر ميدخت - خواهر پوراندخت دختر پرويز چهار ماه شاهى كرد آخر كشته شد . فرخ زاد - پسرى از خسرو پرويز بود ، يا پسرى از فيروز ، يك ماه فرمانرواى گرديد بعد مسموم شد . يزدگر سيم - نه سال سلطنت كرد و چند بار از اعراب شكست خورد . آواره ولايات شد آخر بدست آسيابانى مقتول گرديد و اين قضية در سال ششصد و پنجاه و يك ميلادى و بيست و نه هجرى بود . دولت ساسانى منقرض شد در مدت سلطنت اين طبقه ساسانى دولت ايران رو به ترقى نهاده بود ، اما نه به طور سابق زيرا كه بعض از آن سلاطين ، مشغول به لهو و لعب و خوش گذرانى بودند و پارهء ديگر به خيالات واهيه ، از قبيل پرستش ستاره يا ارباب انواع ، يا جبنه سائى بر مخلوقاتى پستتر از آدمى افتاده بودند ، از اين جهت مملكتشان آنطورى كه بايد و شايد ، ترقى نكرد و منقرض شد و بناهاى استبداديه آنها را ، سيل ريشه كن عظيمى كه از عربستان برخاست ، همه را خراب كرد . قريب پانصد سال اين طبقه سلطنت نمودند .
تاريخ ايران وتاريخ الأفغان ( تاريخ اجمالى ايران وتتمة البيان في تاريخ الأفغان والبيان في الإنجليز والأفغان ) ( فارسى ) — صفحة 55
مساهمون: سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
ص٥٥