الىّ ان ابرز للطعان . . . هبلتهم الهبول لقد كنت و ما اهدّد بالحرب و لا ارهب بالضرب » خ 22 64 ، شگفتا به من پيغام دادهاند آماده جنگ باشم ، مادر به عزايشان بنشيند تاكنون كسى مرا از جنگ نهراسانده و از شمشير نترسانده است . اهتبال : طلب كردن و غنيمت شمردن :
« اهتبل كلمة الحكمة : اغتنمها »
دربارهء تقوى فرموده : « فاهتلبوا هبلها و اعملوا للجنّة عملها » خ 132 190 « هبلها » مفعول مطلق است يعنى : « اغنتموها اغتناما كاملا » تقوى را غنيمت بدانيد و براى بهشت عمل بهشتى انجام دهيد .
هتر
: پراكنده كردن . در اثر كبر عقل را از دست دادن ، استهتار : تبعّت از هواى نفس . متوجه نشدن به چيزى از جهت تكبّر . و حريص شدن ، آن فقط يك بار در « نهج » آمده كه در وصف ملائكه فرموده : « لا يقطعون امد غاية عبادته و لا يرجع بهم الاستهتار بلزوم طاعته » خ 91 131 .
به انتهاى غايت عيادتش نمى رسند ، و حرص به عبادت به علت هميشگى طاعت به آنها بر نمى گردد ، يعنى حرصشان تمام نمى شود .
هتف
: ( مثل عقل ) و هتاف : صيحه زدن و ندا كردن ، گويند :
« هتف فلان بفلان : صاح به »
سه مورد از آن در « نهج » آمده است چنان كه فرموده : « العلم مقرون بالعمل فمن علم عمل و العلم يهتف بالعمل » حكمت 366 علم انسان را به عمل مى خواند .
و در مقام نصيحت فرموده : « فاستمعوا من ربّانيكم و احضروه قلوبكم و استيقظوا ان هتف لكم » خ 108 157 از ربّانى خود ( منظور خود آن حضرت است ) بشنويد ، فلوبتان را نزد او حاضر كنيد ، و اگر شما را صدا زد بيدار شويد .
هتك
: پاره كردن :
« هتك الستر و غيره : خرقه »
هتك خدا بنده را ، رسوا كردن بنده است ، مواردى از آن در « نهج » آمده است كه مى فرمايد : « و لا تهتكوا استاركم عند من يعلم اسراركم » خ 203 320 پردههاى خود ندريد نزد خدائى كه اسرار شما را مىداند . دربارهء انسان مرده فرموده : « و قد غودر فى محلّة الاموات رهينا . . . قد هتكت الهوامّ