جلد دوم
باب الشين
شؤوبوب
- به ضمّ اول - يك دفعه باران و باران شديد
« الشؤوبوب : الدفعة من المطر
» اين لفظ به صورت جمع دوبار در « نهج » آمده است دربارهء دعا به امام حسن عليه السلام نوشته : « فمتى شئت استفتحت بالدعاء ابواب نعمته و استمطرتَ شأبيبَ رحمته » نامهء 31 399 هر وقت خواستى ابواب نعمت خدا را با دعا كردن باز مى كنى و بارانهاى رحمت او را طلب باريدن مى نمائى .
دربارهء ابرها فرموده : « ارسله سَحّاً متدارِكاً قد اسَفَّ هيَدْبَهُُ . . . تمَرْيِه الجَنوبُ دِرَرَ اهاضيِبْهِِ و دُفَعَ شأبيِبْهِ » خ 91 133 ابر را پى در پى فرستاد در حالى كه دامن آن به زمين نزديك شده باد آن را مسح و نوازش مىكند تا بارانهاى او را بدوشد و دفع شدههاى امطار را از آن خارج نمايد صلوات و سلام خداوند بر تو اى امير المؤمنين كه اين كلمات پر محتوا بدون زحمت و به آسانى به زبان مبارك تو جارى شده است .
شؤم
: آن فقط يك بار در « نهج » آمده است كه دربارهء عبد الله بن زبير فرموده است « ما زال الزبير رجلًا منا اهل البيت حتى نَشَأ ابنه المشئوم عبد الله » حكمت 453 ، زبير بن عوام پسر صفيهّ دختر عبد المطلب بود ، على هذا او پسر عمهّء رسول خدا - ص - و پسر عمهّء امير المؤمنين - ع - بود ، آنگاه كه پسرش عبد الله بن زبير بزرگ شد او را از امير المؤمنين عليه السلام و اهل بيت جدا نمود ، تا جائى كه به جنگ آنحضرت در « جمل » آورد ، لذا فرمود : زبير بن عوام پيوسته با ما بود تا وقتى كه پسر شومش عبد الله بزرگ شد
.
شام
: سرزمينهاى وسيعى است كه ممالك سوريه ، اردن ، لبنان و فلسطين و . . . در آن واقع شدهاند ، به علت آنكه در زمان امير المؤمنين عليه السلام