حقوق المسلمين فى معاقدها » خ 167 242 ، خداوند احترام مؤمن را از همهء حرم برتر كرده است و با اخلاص و توحيد حقوق مسلمين را در محلهاى خود محكم فرموده است .
شذب
: تشذّب از باب تفعّل به معنى تفرق و پراكنده شدن است
« تشذّب القوم : تفرّقوا »
و آن يك بار در « نهج » هست در وصف حضرت موسى عليه السلام فرموده : « كان يأكل بقلة الارض و لقد كانت خضرة البقل ترى من شفيف صفاق بطنه لهزاله و تشذّب لحمه » خ 160 227 ، موسى سبزى زمين را مى خورد رنگ سبزى از نازكى پوست او ديده مى شد ، به علّت لاغر بودن و رفتن گوشت شكمش . « صفاق » پوست نازك تحت الجلد
.
شذ
: نادر شدن . منفرد شدن . تنها شدن از ديگران و نادر كردن
« شذهّ شذّا : ندره عن جمهوره
، شذّ عن الجماعة : نذر عنهم و انفرد »
از اين ماده هفت مورد در « نهج » آمده است .
راجع به زمان آينده ( شايد زمان بنى اميه و بنى عبّاس ) فرموده : « منهم نخرج الفتنة و اليهم تأوى الخطيئة يردّون من شذَّ عنها فيها و يسوقون من تأخَّر عنها اليها » حكمت 369 ، فتنه از آنها سر مى زند و خطاها در آنها مكان مى گزيند هر كس از فتنه كنار و تنها ماند او را به فتنه بر مى گردانند و هر كه به آخر مانده به طرف فتنه سوقش مى دهند . دربارهء بقيهّء اهل بغى و بيعت شكنان فرموده : « و بقيت بقيةّ ء من اهل البغى و لئن اذن اللّه فى الكرّة عليهم لاديلنَّ منهم الّا ما يتشَّذر فى اطراف البلاد تشذّرا » خ 192 300 ، باقى ماندهاى از اهل بغى مانده است كه اگر خداوند به برگشتن اذن دهد آنها را حتما محو خواهم كرد ، مگر آنان كه متفرق شوند در اطراف بلاد تفرق كاملى . به خوارج فرمود : « و ايّاكم و الفرقة فانّ الشاذّ من الناس للشيطان كما انّ الشاذّ من الغنم للذئب » خ 127 184 ، از اختلاف و جدائى بپرهيزيد كنار مانده از جماعت نصيب شيطان است چنان كه كنار مانده از كلهّ نصيب گرگ است .
شذى
: شرّ و اذيّت .
« شذا الرجل فلانا : آذاه »
از اين ماده فقط يك مورد در « نهج » آمده است ، در نامهء 60 450 به فرمانداران مى نويسد : من لشكرى فرستادم كه ان شاء اللّه از كنار شما خواهند گذشت و آنها را سفارش كردهام كه در بين راه به كسى