« سكاكه » هوائيكه بالاى آسمان را ملاقات مىكند ،
« السكاكة : الهواء الملاقى عنان السماء »
جمع آن سكائك است كه دربارهء خلقت آسمانها فرموده : « انشأ سبحانه فتق الاجواء و شقّ الارجاء و سكائك الهواء » خ 1 ، 40 سپس خداوند سبحان شروع كرد به باز كردن جوّها و شكافتن اطرافها و بالاهاى هوا را .
سكون
: آرام گرفتن بعد از حركت ، به معنى آرامش باطن و انس نيز آيد ، « سكن » بر وزن شرف آرامش و محلّ آرامش . « سكنية » آرامش قلب و اطمينان خاطر . مصدر است به جاى اسم آيد « مسكنة » فقر . ذلت . درماندگى « مسكين » درمانده . از اين ماده موارد زيادى در « نهج » آمده است .
به فرمانده خويش معقل بن قيس رياحى مى نويسد : « و لا تسر اوّل الليل فان اللّه جعله سكنا » نامهء 12 ، 372 در اوّل شب حركت نكن ، خداوند آن را آرامش قرار داده است . دربارهء فقير فرموده : « انّ المسكين رسول اللّه فمن منعه فقد منع اللّه و من اعطاه فقد اعطى اللّه » حكمت 304 فقير فرستادهء خداست هر كه به او چيزى بدهد به خدا داده است و هر كه او را منع كند ، خدا را منع كرده است و نيز فرموده : « مسكين ابن آدم مكتوم الاجل . مكنون العلل . محفوظ العمل . . . » حكمت 419 ، ابن آدم موجود بى چارهايست ، اجلش پوشيده است نمى داند كى خواهد آمد ، علتها در وجودش مكنون است و هر چه مىكند ، محفوظ است و مسئول آن خواهد بود . « استكانت » : خضوع و ذلّت . در صفات مؤمنان فرموده : « انّ المؤمنين مستكينون انّ المؤمنين مشفقون » خ 153 ، 215 ، مؤمنان به خدا خاضعند ، مؤمنان از خدا ترسانند .
سلب
: گرفتن با قهر
« سلبه سلبا : انتزعه من غيره قهرا »
استلاب : اختلاس و گرفتن و ربودن . هيجده مورد از اين ماده در « نهج » آمده است .
دربارهء فقر و بى چارهگى فرموده : « اذا اقبلت الدنيا على احد اعارته محاسن غيره و اذا ادبرت سبلته محاسن نفسه » حكمت 9 چون دنيا به كسى روى آورد خوبيهاى ديگران را به او عاريه مى آورد ( همه او را تحسين كرده و خوبيها را به او نسبت