تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤

مى گفت : 3 « وا عمراه أقام الاود و أبرأ العمد ، أمات الفتن و أحيا السنن ، خرج نقى الثوب ، بريئا من العيب . » ( 1 ) مغيرة بن شعبه گفت : چون عمر را به خاك سپردند ، نزد على ( ع ) آمدم و دوست داشتم كه از او در بارهء عمر چيزى بشنوم . على ( ع ) در حالى كه موى سر و صورت را از آب تكان مى داد و جامه‌اى بر خود پيچيده بود و بى گمان خلافت را پس از عمر از آن خود مى دانست ، از خانه بيرون آمد و گفت : « يرحم اللّه ابن - الخطاب لقد صدقت ابنة ابى حثمة ، لقد ذهب بخيرها ، و نجا من شرها ، ام و اللّه ما قالت و لكن قولت . »

103 - خطبهء دويست و بيست و چهارم : در بارهء بيعت گرفتن مردم از وى :

« و بسطتم يدي فكففتها ، و مددتموها ، فقبضتموها ، ثم تداككتم على تداك الابل اليهم على حياضها يوم ورودها » إلخ ( ج 2 ص 249 ) . [ ثقفى ، الغارات ج 1 ، ص 310 ] ، شيخ مفيد ( ارشاد ، ص 142 و در كتاب الجمل ، ص 128 ) آن را نقل فرموده است و ابن عبد ربه ( عقد الفريد ، ج 2 ، ص 165 ) نامه‌اى شبيه به آن را روايت كرده است .

104 - خطبهء دويست و بيست و ششم : در ذى قار به هنگام خروج به بصره فرمود :

« فصدع بما امر به ، و بلغ رسالات ربه ، فلم اللّه به الصدع و رتق به الفتق » ( 2 ) إلخ ( ج 2 ، ص 253 ) . اين خطبه را شيخ مفيد در ( ارشاد ، ص 142 و در كتاب الجمل ، ص 128 ) روايت كرده است .

105 - خطبهء دويست و سى و سوم : در بارهء حكميت و مذمت و مذمت مردم شام .

« جفاة طغام ، عبيد اقزام ، جمعوا من كل اوب و تلقطوا من كل شوب » ( 3 ) إلخ ( ج 2 ،

هامش
( 1 ) كجى را راست كرد و بيمارى را درمان ، فتنه‌ها را نابود كرد و سنتها را زنده نمود ، پاكيزه جامه و بى عيب از جهان برفت .
( 2 ) پس به آنچه فرمان يافته بود ، آن را به صداى رسا اعلام كرد و رسالتهاى خداى خويش را ابلاغ كرد و خدا توسط او امر گسسته را سامان داد و كارهاى پراكنده را فراهم آورد .
( 3 ) سنگدلان و ناكسان و فرومايگان از هر ناحيتى فرا آمده .
ترجمه استناد نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 74 | امتياز عليخان العرشي