. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . -
شيطان تو را در راهى مگر آنكه راه خود را تغيير داده وطريق ديگرى را پيش گرفت - سپس مىگويد - اين سخن پيامبر گواه بر عصمت عمر است ، زيرا پيامبر معصوم شهادت [ بر عصمت او ] داد ، و ما مىدانيم كه شيطان بجز راه باطل پيش نگرفته به تصديق پيامبر ، واو [ عمر ] كسى است كه در راه خدا سرزنش ملامتگران جلوگيرش نخواهد بود - سپس مىگويد - حق پايدار است » [ فتوحات مكيّة : 1 / 200 ] .
3 - پسر مولوى مىگويد : پدرم از اوّل حال تا آخر عمر ؛ عمروار هر چه كرد براى خدا كرد نه براى خلق . [ مناقب العارفين : 1 / 309 ]
ومناقب العارفين را در اين زمينه حرفهائى بسيار است كه ، به يك مورد از آن اشاره مىكنيم :
گر ولى زهرى خورد نوشى شود * ور خورد طالب سيه هوشى شود
زان نشد فاروق را زهر گزند * كه بُد آن ترياق فاروقيش قند
[ مناقب العارفين : 1 / 124 ]
4 - در مناقب العارفين آمده است : همچنان عزيزى سؤآل كرد كه ابليس محمد عليه السلام را وسوسه مىكرد و از سايهء عمر مىگريخت كه « وإن الشيطان ليفرّ من ظلّ عمر » حكمت چيست ؟ فرمود : حضرت محمّد دريا بود وعمر قدحى بود پر آب . [ مناقب العارفين : 2 / 600 ]
5 - عطّار مىگويد كه : حق تعالى به زبان عمر سخن مىگويد ( إن الحقّ لينطق على لسان عمر ) . [ تذكرة الاولياء : 2 / 136 ]
جالب اينكه : اين سخن از عطّار است نه نقل از ديگران .
6 - آنچه راجع به رؤيت خدا به صورت پسر امرد وزن زيبا نقل شد در [ مناقب العارفين : 2 / 637 - 638 ] آمده است .