وپيوسته معارض آنحضرت بود « 1 » ، يا عذر مىآورى كه تابع غزالى ناصبى شدهام كه در كتاب خود مىگويد : كه من وليم چنان كه على ولى بود ، وفرقىنيست در ميانمن واو در ولايت .
ومىگويد كه : هركس لعن كند يزيد را گناه كرده است « 2 » وكتابى در رد شيعه نوشته است ، يا متعذّر مىشوى به متابعت برادر ملعون اواحمد غزالى « 3 » كه مىگفته « شيطان از اكابر اولياء است » « 4 » ، و يا « رومى » را شفيع خود قرار مىدهى واو مىگويد كه على شفاعت ابن ملجم مىكند واو را داخل بهشت مىسازد ، وگفت به ابن ملجم كه بر توچيزى نيست ، تو نيستى مگر آلتى مجبوره « 5 » .
ومىگويد كه :
چونكه بىرنگى اسير رنگ شد * موسئى با موسئى در جنگ شد « 6 »
هامش
( 1 ) - / رجوع شود به بحارالانوار : 70 / 122
( 2 ) - / احياء علوم الدين : 3 / 125
( 3 ) - / احمد غزالى برادر ابوحامد محمّد غزالى است و در سنهء 517 يا 520 درگذشته ومدفن او قزوين است . ابن جوزى دربارهء وى مىگويد : او جاعل احاديث است وحكايات فاسده ودروغين روايت مىكرده ( المنتظم : 9 / 260 ، لسانالميزان : 1 / 239 )
( 4 ) - / شرح نهجالبلاغه إبن أبىالحديد : 1 / 107 ، تحفةالأخيار : 374
( 5 ) - / مثنوى مولوى ، دفتر يكم : 194
( 6 ) - / مثنوى : دفتر اول : 122