وابن خلّكان شافعى در « وفيات الاعيان » در ترجمهء ابراهيم بن نصر بن عسكر فقيه شافعى چند شعر از او در ذمّ صوفيّه - كه در عصر او بودند ، وشيخ ايشان مكى نام داشت - ذكر نموده - كه مضمونش اين است :
بگو به شيخ مكّى بطريق نصيحت ، ونصيحت را بايد گوش گرفت كه چه وقت شنيدهاند مردمان كه سنّت است در دينشان غنا كردن و شنيدن ؟ و به طريق شتر پرخوردن ؟
وچريدن ، و در ميان مردم رقصيدن و از حال رفتن و افتادن ؟
وحال آنكه اگر كسى رياضت كش وكم خور باشد از براى رقص ووجدْ به هم نرسد ، وحالِ گوش دادن به غنا ورقّاصى به هم نرساند ، وگويند كه ما از عشق خدا مست شدهايم كه از حال مىرويم و بيهوش مىشويم ، و نه چنين است بلكه مست نكرده است ايشان را مگر پرخوردن از كاسههاى بزرگ پر از ثريد وطعام ، و اين حال خران است كه چون آب و علف پرخورند مست شوند « 1 » انتهى .
وعلّامهء زمخشرى معتزلى صاحب كشّاف در تفسير آيه ( انكُنْتُمْتُحِبّونَاللّهَ فَاتَّبِعُونى يُحْبِبْكُمُاللّه « 2 » ) در سورهء آل عمران چنين فرموده كه : هر كس دعوى محبّت خدا كند
هامش
( 1 ) - وفيات الأعيان : 1 / 38 .
( 2 ) - آل عمران : 31 .