واسرار شوند ، و آنها بر آنها منكشف گردد « 1 » .
وشايد از اين جهت غالباً گلرخان وامردان ، و اولاد اعاظم واعيان ، مريد آن سگان مىشوند به طمع آنكه به وسيلهء آن حيله بدون تحمّل تعب ، وتصديع رياضت وعبادت به درجهء وصول وكشف رسند ، و صاحب دولت دنيا ودين گردند .
وشيخ عطّار در كتاب تذكره الاولياء از با يزيد نقل كرده كه گفته است : حق تعالى بر دل اولياء خود مطّلع گشت بعضى از دلها را ديد كه بار معرفت نتوانستند كشيد ، به عبادتشان مشغول گردانيد « 2 » .
وازاين كلام مفهوم مىشودقدرومرتبت وعدم قابليت تحمّل بار معرفت حضرت رسالت ، وشاه ولايت ، و حضرت امام زين العابدين ، و ساير ائمهء معصومين ، وعبّاد مؤمنين ! ! !
ومخفى نماند كه بعضى احمقان استدلال برخوبى بايزيد نمودهاند ، به اينكه علّامهء حلّى در كتاب « شرح تجريد » گفته كه : با يزيد سقّاى خانهء امام جعفر صادق عليه السلام ومعروف كرخى دربان حضرت امام رضا عليه السلام بودهاند « 3 » ، وندانستهاندكه سقّائىودربانى دليلخوبى شخص نمىشود و از جملهء صفات كمال نمىگردد ، بلكه غالب
هامش
( 1 ) - تبصرة العوام : 49 .
( 2 ) - تذكرة الأولياء : 1 / 164 .
( 3 ) - كشف المراد : 422 ، كشكول شيخ بهائى : 1 / 115 ، تحفة الاخيار : 403 .