آن جا به شام رفتم ، و در شام به خدمت ارباب تصوّف رسيدم ، و اختيار تصوّف كردم ، ودانستم كه تصوّف حقّ است ، و در شام پانزدهسال به گوشه نشينى وعزلت ورياضت مشغول شدم ، و از اهل كشف گشتم ، وتحصيل علوم از راه كشف نمودم ، و در آن جا تصنيف كتاب احياء نمودم ، و بعد از آن در سال چهار صد و نود و نه ، به مشورت ارباب تصوّف به نيشابور از براى رواج مذهب اهل سنّت رفتم « 1 » .
و در كتاب « احياء » ، ابو بكر وعمر را افضل از على دانسته « 2 » ، ونيز گفته به همان معنى كه مرتضى على امام است من نيز امامم ، ومىگويد كه : هر كس يزيد را لعن كند گناهكار است « 3 » .
وابن جوزى حنبلى تخطئهء غزالى نموده ، وكتابى در ردّ او نوشته ، و در آن كتاب ادلّهء بسيار بر كفر يزيد آورده « 4 » .
و بعضى اين رباعى را گفتهاند :
اى كه گوئى بر يزيد آل او لعنت مكن * زانكه شايدحق تعالى كرده باشد رحمتش
هامش
( 1 ) - تحفة الأخيار : 381 .
( 2 ) - احياء العلوم : 1 / 115 .
( 3 ) - احياء العلوم : 3 / 32 ، 125 .
( 4 ) - الرد على المتعصب العنيد : 7 .