مجملًا هر كس از علما كه طريق تصوّف پيش مىگيرد ، يا غافل است از اين اخبار وتقليد ديگران كرده وگول سنيان خورده ، يا اورا غرضى ازاغراض دنيوى منظور است .
القصة بعضى از طايفهء زرّاقيه باشند كه اظهار رغبت از دنيا كنند ، و به اين طريق جمعى از ابلهان را فريب دهند ، امّا عاقل فريب ايشان نمىخورد ، و مرد خردمند مىداند كه حبّ دنيا ومطالب دنيا اگر همه دوستى رياست باشد بر ايشان غالب خواهد بود ، ومىخواهند كه جمعى معتقد ايشان باشند ، وايشان را پير وپيشواى خود دانند ، و عاقل البتّه از اين معنى غافل نمىشود كه با دوستان خدا اين دكّان داريها و خود فروشيها نمىباشد ، وايشان گروهىاند كه مردمان راه به حال ايشان نمىبرند .
پس واجب است كه پيروان احمد وآل او عليهم صلوات الملك المتعال ، هر كس را كه بينند كه دعوى تصوّف مىكند خواه عالم باشد وخواه جاهل ، از او رغبت بگردانند ومعتقد او نباشند ، و بداند كه طريق سنّيان ودشمنان اهل بيت پيغمبر است كه او پيش گرفته .
و اگر آن كس كه ميل تصوّف كرده ، طور وطريق زرّاقيه پيش گيرد ، انكار او بر هر مؤمنى واجب باشد ، و اگر ظاهر گردد كه به حلول يا اتحاد ياوحدت وجود قايل است ، مؤمن
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى ) — صفحة فضايح الصوفيه 129
مساهمون: محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
صفضايح الصوفيه ١٢٩