« امرقهء شمالى » نامند ، و امرقهء شمالى با امرقهء جنوبى پيوستگى مىدارد ، به توصّل يك « استمس » و آن چنان كه سبق ذكر يافت عبارت است از پارهاى زمين كه در طول زياده و در عرض اندك است ، و مانند پل در ميان آن هردو امرقهء شمالى و جنوبى واسطه است كه از امرقهء شمالى به امرقهء جنوبى به راه خشكى مىتوان رفت و « استمس » مذكور را « وازاين » مىنامند .
و بالجملة : انگريزان از صلح و جنگ اكثر از « 1 » ديار و امصار امرقهء شمالى را به تصرّف خود آوردند ، و شهرها و آباديها به طور خويش ساخته مسكن و مأوا گزيدند ، و اكنون انگريزان امرقه شمالى دم همسرى و برابرى با انگريزان فرنگ مىزنند ، و از پادشاه انگريز ، ياغى و سركش شدهاند . بنابر آن در ميان انگريزان امرقهء شمالى آتش پيكار مشتعل است ، و تعجب است كه انگريزانى كه در حدود هنداند باوجود مسافت كثيره ميان ايشان و دار السلطنة - كه لندن است - دم از استقلال نمىزنند ، و چنان اطاعت مىكنند كه در زير پايهء سرير سلطنت به اين خوبى ميسّر نيست ، فاعتبروا يا اولى الابصار !
بلاد امرقهء شمالى « 2 »
در اين وقت بلاد امرقهء شمالى بر سبيل اجمال نگارش مىشوند كه مطالعهكنندگان را انتظارى نماند .
بدانكه ! ملكهاى امرقهء شمالى يكى ملك « كنادا » « 3 » است ، طولش
هامش
( 1 ) آن : « الف » .
( 2 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 3 ) كناد - كانادا .