ذكر احوال و ممالك سلاطين فرنگ « 1 »
در بيان احوال سلاطين با اورنگ و حكّام با فرهنگ فرنگ ، و ذكر مملكت و سپاه و رسوم و عادات ايشان است ، و شرح احوال كمپنى و تسخير وى است كشور هند را ؛ موافق آنچه ديده و از دانايان « 2 » شنيده ، و يا آنكه در كتب ايشان « 3 » به ملاحظه رسيده ، خالى از اعتصاف « 4 » در عين انصاف به جهت عبرت و تنبيه مطالعهكنندگان نگارش مىنمايد :
شعر
مىطرازد همه لُعبت قلمِ نادرهسنج * به اميدى كه فتد يك نظر از بينائى
پير انديشه به صد تيشه جگر مىكاود * بو كه روزى به كف آرد گُهر يكتائى
اميد كه صاحبان هوش و نظر به ديدهء اعتبار در آن نگرند ، و بازى و افسانه طرازيش نگمارند ، و به مضمون : خذ ما صفا ، ودع ما كدر « 5 » آنچه را كه در سياست مدن مستحسن دانند « 6 » انتخاب ، و از قبايح اجتناب فرمايند ،
هامش
( 1 ) فصل و عنوان : در « ب » نيامده است .
( 2 ) راويان : « ب » .
( 3 ) ديدهام : « ب » .
( 4 ) اعتصاف : كسب كردن . ( دهخدا )
( 5 ) آنچه روشن است بگير ، و هرچه تيره است رها كن .
( 6 ) افتد : « ب » .