كروه ، و دار « 1 » الحكومت آن « تولى مينا » شهرى است بزرگ و رئيس آنجا به ظاهر خطبه و سكه به نام سلاطين عثمانيه مىدارد ، و اين هر پنج ملك از « مراقه » تا « باركه » را ملك بربر مىخوانند .
ملك مصر
و ديگر ملك مصر است ، و طول آن سهصد ، و عرضش يكصد و بيست و پنج كروه و دار الخلافت آن را « قاهريه » « 2 » مىنامند ، و آن شهر بر ساحل درياى نيل واقع است ، و اكنون در آن ديار از طرف پادشاه روم يعنى سلاطين عثمانيه پادشاه مىنشيند ، و بالفعل عمل سلاطين عثمانيهء آنجا ضعيف است ، و بيست و چهار كس از اولاد غلامان خلفاى علوى كه در مصر خلافت كرده بودند ، از چندين سال است كه آن ملك را بيست و چهار حصّه كرده در ميان خود تقسيم نمودهاند ، و گاهى به سلاطين عثمانيّهء روم خراج و يا تحايف مىدهند ، و گاهى نمىدهند ، و اگر از « 3 » پادشاه ناخوش مىشوند آن را از شهر مىرانند و به پادشاه روم مىنويسند كه پادشاه ديگر بفرستد ، پس پادشاه به موجب التماس ايشان پادشاه ديگر مىفرستد .
بلاد الجريد و ملكزاده
و ديگر ملك بلاد الجريد است كه طولش يك هزار و دوصد و پنجاه
هامش
( 1 ) و دار : « الف » .
( 2 ) قاهريه - قاهره .
( 3 ) از : در « د » نيامده است .