مفسدين شد ، بينهما چند دفعه نائرهء حرب مشتعل و در دفعهء اولى به سبب مهارت آن قوم بر حرب توپ ، شكست بر عسكر ظفر اثر شاهزاده رويداد شد .
مقارن اين احوال « 1 » حضرت ظل اللّه عنان عاطفت را متوجّه آن سمت فرمود ، سپاه قوىدل شده قبل از رسيدن عسكر سلطانى بر آن قوم آتشبار با شمشير آبدار حملهور شدند ، و آن آتش فتنه را به آب شمشير خاموش و جمع كثيرى را به قتل ؛ و چندين هزار كس را با چند ضرب توپ دستگير نمودند ، و بقية السيف فرار و به قلعهء گنجه محصور شدند ، و چون موسم سرما رسيد عسكر سلطانى معاودت نمود .
در اين اوان سفير آن جماعت فرانكسيس - كه سابق بر اين به آنها اشاره شد - به حضور سلطانى رسيدند و متمنّيات خود را به موقف عرض رسانيدند « 2 » ، معروض داشتند كه معاركه با قوم روسيه را در عهدهء اين فدويان بگذارند ، لهذا چندى اخراج ايشان از آن حدود به تعويق افتاد ، و چون معلوم خيرخواهان آن دولت گرديد كه اين تعهد صادر از مكر و حيله بود - چنان كه لازم طبيعت تمام اين فرقه است - آن قوم را جواب و از مملكت اخراج فرمود .
منازعهء محمّد حسين خان قجر قزوينى با روسيّه
و سردار و الا تبار اعنى فدوى خاص با اخلاص محمّد حسين خان قجر قزوينى را بهجهت دفع آن قوم نامزد فرمود ، در بلدهء جهانگيرنگر بودم كه خبر فرحت اثر رسيد كه چون در يوم بيست و پنجم شهر رمضان المبارك از سنهء
هامش
( 1 ) حال : « الف » .
( 2 ) رسانيده : « الف » .