و قذّاق « 1 » ، و كرد ، و لزگى « 2 » را نيز به تصرف خود داشتند ، و در اين اوقات بعضى از دست ايشان به در رفته است و بعضى باقى است .
القصّه : چندى بعد از فوت آن پادشاه سلطنت آن ملك با زنى بود مخاطبه به « خورشيد كلاه » وى در دلاورى بر مردان عصر خود تفوّق داشت ، چنان كه با پادشاه قسطنطينيّه از آل عثمان سالهاى دراز رزم كرد و بسيارى از ملك روم را متصرّف شد ، و بالاخره آل عثمان با وى صلح نمودند ، و در اين صلح همين فايده بود كه ديگر متعرّض ايشان نشد ، و اما از ملكهايى كه متصرّف شده بود چيزى را رد ننمود ، و علاوه آنچه در حرب و جدال خرج كرده بود گرفت .
شروع روسيّه در جدال و نزاع با اهالى ايران
و در عصر پادشاه جمجاه غفرانپناه آقا محمّد خان قاجار ايران را چون روم خيال كرده سر ستيزه را با اهالى آن مرزوبوم نيز برداشت ، و بيان آن قصّه بر سبيل اجمال آن است كه جماعت گرجيه در حدود تفليس و شيشه از عصر صفويه اندك رايت خودسرى افراشته بودند و مدّت متمادى بر اين منوال گذشته احدى متعرّض ايشان نشد ، و « 3 » پادشاه غفرانپناه با سپاه قزلباشيه كه
هامش
( 1 ) قذّاق - قزّاق :« Yazzay »قومى از تاتار كه در قرن 7 ه و 13 م زير فرمان چنگيز خان درآمدند و تحت حكومت جوچى فرزند وى قرار گرفتند ، و هماكنون كشور قزّاز معروف است . ( فرهنگ معين )
( 2 ) لزگى« Lazg »: قوم كوچكى كه در لزگستان قفقاز سكوت دارند ، زبان آنها تركى است ، و رقصهايشان معروف مىباشد . ( فرهنگ معين )
( 3 ) و : در « د » نيامده است .