كرد ، او را بيگانه از ملك مشهور ساختند و سخن ديگرى را كه با ايشان يار بود ، دستاويز خود كرده او را ضعيف و دستگير كرده به مصرف رساندند ، چنان كه با حيدر نايك « 1 » و تيپو سلطان « 2 » خلف او ، و وزير على خان مشهور به پسر آصف الدوله كردند ، و الحال با قوم « هلكر » مىكنند .
پس اين هبهنامه و رضانامه كه از ارباب مملكت مىگيرند به ملاحظهء عهدى است كه فيما بين اقوام خود دادند « 3 » ، و اينكه پادشاه اين ملك را بالمرّة نيست و نابود نكردهاند و در قبضهء خود دارند « 4 » ، به جهت همين است كه در هر باب بر آن نهج كه مصلحت ايشان است از وى حكم بستانند تا آنكه جاى سخن كسى بر ايشان باقى نماند ، و الّا مدّتها بود كه اسم سلطنت و وزارت و نظامت را برداشته بودند ، فاعتبروا يا اولى الأبصار !
و در اين عصر چنان كه مىشنويم از اين عهد و ميثاق آنقدر اثرى باقى نمانده است ، بلكه نايرهء حرب در ميان اغلب اين طايفه مشتعل است .
و ديگر بدانكه ! رياست مملكت فرنگ بر چند نوع است ، در بعضى پادشاه مستقل و نافذ فرمان و احكام است ، و در بعضى امير آن ملك مستقلند ، و در بعضى رعايا ، و در بعضى هرسه فرقه ؛ چنان كه واضح خواهد شد .
هامش
( 1 ) حيدر نايك : مقصود پدر تيپو سلطان است .
( 2 ) تيپو سلطان - تيپو صاحب : آخرين نوّاب ميسور هندوستان ( 1749 - 1799 ) ميلادى و از دشمنان سرسخت انگلستان بود ، وى با فرانسه طرح دوستى ريخت ، و با انگلستان و راجههاى طرفدار انگلستان جنگها كرد و در پايان بدست انگليسها كشته شد . ( دهخدا ، به نقل از قاموس الأعلام تركى )
( 3 ) دارند : « ب ، ج » .
( 4 ) دادند : « الف » .