- بهجهت سكونت تجّار قوم انگريز در حدود هندوستان نمود ، جهانگير التماس او را قبول كرده جايى در بندر « سورت » براى سكونت ايشان داد ، چنان كه ذكر آن در « تاريخ محمّد قاسم فرشته » مسطور است ، و من بعد به آن اشاره مىشود .
القصّه : بعد از فوت « جامس » پسرش « چارلس » « 1 » جانشين پدر گرديده بيست و چهار سال پادشاهت كرد ، و در سال آخر جلوس او اكثر اميران نمك به حرام « 2 » چنان به خيال خود انديشه كردند كه لكوكها مردم زير فرمان يك كس بودن خلاف حق است ، پس خروج كردند و پادشاه را به قتل رسانيدند ، و اطفال و عيال آن را از ملك بيرون كردند و خود مستولى شدند ، و اطفال پادشاه مقتول به ملك فرانكسيس پناه يافتند .
تا بعد از ده سال مردمان ملك از ظلم و جور اميران نمك به حرام « 3 » خداوند كش رنجيده متّفق گرديده خروج كردند و اطفال پادشاه مقتول را طلبيدند و پسر كلانش را كه « چارلس » نام داشت بر تخت نشانيدند ، و اميران نمك به حرام « 4 » بعضى كشته شدنده ، و برخى به ملك ديگر گريختند ، وى به « چارلس ثانى » ملقّب شد و بسيار نيكنهاد و عياش و طرب دوست بود ، سى و پنج سال سلطنت به تعيّش « 5 » كرد و درگذشت ، و پسران بسيار از او باقى
هامش
( 1 ) .Charles( 2 ) حرام : « د » .
( 3 ) حرام : « ب ، د » .
( 4 ) حرام : « د » .
( 5 ) به عيش : « الف ، ب » .