درخواست عفو از اين مطلب نمودم .
چون الحاح و اصرار را به درجهء كمال ديد ، سفر عتبات و سكونت در آن حدود را اجازه فرمود ، در ماه رجب يا شعبان سنه يكهزار و دوصد و ده [ 1210 ] از هجرت مقدسه در خدمت بود بندگان ؛ برادر مهتر والاگهر ، و مرحوم آخوند ملّا عبد الاحد ، و عالىجناب ميرزا احمد و آخوند ملّا صالح ، و ميرزا زين العابدين طبيب كه ذكر ايشان گذشت با جمعى ديگر از صلحا و مؤمنين از آن بلده هجرت نموديم . « و كرديم ز ديده پاى سوى مشهد حسين - عليه السلام « 1 » - » و در اثناى راه به سبب مرض جرب نهايت بد گذشت . بعضى از دوستان به جهت رفع آن ؛ غسل به آب گرمى كه از زمين مىجوشد و بوى كبريت دارد تجويز كردند .
چشمهء آب گرم
و چشمهء آن فيما بين ذهاب و قصر شيرين قريب به دو فرسخ خارج از راه ، در وادى خطرناك واقع شده بود . لا علاج شده به اتّفاق عاليشأن حاجى جهانگير بيگ - كه از جملهء مقدسين و بزرگان كرمانشاهان است ، و در آن سفر از جملهء رفقا بود - با جمعى ديگر به آنجا رفته غسل نموديم ، و فائدهء كليّه يافتيم .
شهر ذهاب
و در اين سفر به اتّفاق بعضى به شهر « ذهاب » كه اوّل حدود روم است
هامش
( 1 ) عليه السلام : در « الف ، ج » نيامده است .