را با « 1 » ايشان در آن بلده به جهت بعضى از موانع ملاقات نشد ، و از آنجا به عتبه بوسى خامس آل عبا [ عليهم السلام ] مشرّف شد ، و به جهت تحصيل مراتب علميّه چند مدّت توقف كردند و در مجلس عالىجناب آقا سيد محمّد عمّهزادهء سابق الالقاب از مستفيدان بودند « 2 » ، فيما بين فقير و ايشان در آن بلدهء خلد نشان ، نعمت ملاقات ميسّر گرديد ، و الفت و محبّت و و داد و اتّحادش با من و جناب سيد سابق الذكر به نهايت رسيد ، و در اوقاتى كه به زيارت مشرّف مىشدم در دولتخانهاش مقام مىشد ، منتهاى مهربانى را معمول مىفرمود .
پس از آنجا معاودت به سمت كازرون فرمود ، و در اين آمد و رفت ، و به سبب بعضى از حوادث ، سانحهء ماليّه به ايشان بسيار رسيد به حدّى كه به صورت روز اول شد ، در بلدهء جهانگيرنگر بودم كه خبر رسيد كه آن عالى جناب در ماه صفر سنهء يكهزار و دوصد و بيست و چهار هجرى [ 1224 ] به عزم لكهنو و فيضآباد وارد بندر كلكتّه شدند . اميد كه ملاقات ميسّر شود و مراجعت به خوبى اتفاق افتد .
اولاد امجادش از بطن همشيرهء عالى جناب آقا سيد عبد اللّه ، نورچشمى ميرزا محمّد رضا است ، و از بطن صبيّهء حاجى شفيع ضرّابى ، نور چشمان ميرزا محمّد حسين و ميرزا محمّد باقر ، و از متعهء اصفهانيّه ميرزا محمّد على است .
هامش
( 1 ) به : « ج » .
( 2 ) بود : « د » .