والد جناب فضايل مآب مستغنى الالقاب ميرزا عبد الرزّاق كه شرعيّات نجفآباد اصفهان را متوجّه بودند ، و دو صبيّه يكى از آنها وصلت با سلسلهء حاجى ميرزاى جواهرى نموده و اولاد بسيار از معظم اليه و همشيرهء ايشان هست ، و حال همشيرهء ديگر معلوم نيست .
فصل چهارم : آقا سعيد اشرف رحمه اللّه « 1 »
عالم اديب و فاضل لبيب مرحوم آقا سعيد متخلّص به اشرف ، اشعار عربيهء آن فصيح عهد ؛ به غايت نيكو و سنجيده ، و سواد مداد فارسيهاش نيل انفعال بر چهرهء بلغاى عجم كشيده ، زيبايى خطّش دست خوشنويسان عالم را به تخته بسته ، و رعنائى شكستهاش صفاى بنفشهء بناگوش دلبران را درهم شكسته ، علوّ فطرت و سخاوت را از اجداد كرام ميراث داشت ، و در عهد عالمگير اورنگ زيب به شاه جهانآباد هند تشريف برده بود ، آن پادشاه انجم سپاه ، مقدمش را سعادت خود دانست و در نوازش و احترامش كوشيد .
زيب النساء بيگم صبيّهء مكرّمهء معظّمهء آن پادشاه درخواست نمود كه در روزى يك دو ساعت رونق افزاى دولتخانهء او شوند ، آن مرحوم قبول فرمود ، و آن مكرمّه تحصيل كمالات شعريه و غيرها در پس پردهء حجاب از آن عاليجناب مىفرمود ، و به اندك زمانى از بركت انفاس شريفهء آن مرحمت پناه سرآمد زنان ، بلكه اغلب مردان آن زمان شد و اشعار رنگين از آن مخدّره به
هامش
( 1 ) ذكر آقا محمّد سعيد متخلص به اشرف رحمه اللّه : « ب » .