صوفيگرى از اسلام بيگانه است
گفتيم منابع مهم تصوّف - به اصطلاح اسلامى - عبارت است از مسيحيت ورهبانيت وافكار وآداب هندى وبودائى وايرانى وفلسفهء يونان ، مخصوصاً نوافلاطونى ، ومىتوان گفت : تصوّف اسلامى از خارج اسلام ، به جهان اسلام راه يافته است وريشههاى آن كاملا غير اسلامى است و از اصول واقعى اسلام منحرف مىباشد ، به همين جهت از روز اوّل مخالفت پيشوايان دينى وفقها و اهل شرع را در پىداشت وصوفيه را مورد تكفير ومزاحمت فقها ومتشرّعين قرار داد ، و زندگى را بر آنها دشوار ساخت .
البته اين انكار بر پشمينه پوشان ؛ اختصاص به فقها وزهّاد نداشت ، بلكه عامّهء مسلمانان هم نظر خوبى نسبت به جماعت - صوفيه - نداشتند وطرز رفتار وظواهر حال آنان را بر خلاف تعاليم اسلام مىدانستند ، و بعضى از شعراء نيز ، اصحاب صوف را به عنوان اينكه پشمينهء خويش را دام راه مردم كردهاند ، مذمّت مىنمودند و در كتب ادب ، اشعارى كه حاكى از نفرت نسبت به پشمينه پوشان هست ، بسيار به چشم مىخورد از جمله گويد :
صوفى آن باشد كه شد صفوت طلب * نه لباس صوف وخياطى ودب
صوفيى گشته به نزد اين لئام * الخياطه واللواطه والسلام
جاى ترديد نيست كه صوفيگرى از اسلام بيگانه است ليكن چنان كه ديده مىشود صوفيان با اسلام ارتباط و سازش برقرار كردهاند و اين كار براى دو جهت بوده است : يكى آنكه در ميان مسلمانان در امن باشند ، و ديگر آنكه بتوانند مسلمانان ساده لوح را به سوى خود بكشند .