غير مستقيم باشد
« ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
« 1 » .
اگر از ناهموارى زمين در سايه كجى بيني ، آن كجى را عين استقامت سايه دان ؛ چه راستى ابرو وكمان در كجى است .
ابروى تو گر راست بود كج باشد
از كجى راستى كمان آيد ؛ چرا كه راستى ابرو وكمان عبارت از هيأتى است كه مىبايد
كه بر آن باشند تا ابرو وكمان باشند .
وشكّ نيست كه آن معنا در كجى ايشان راست مىآيد ، همچنين استقامت وراستى حقيقت وبودن آن بر طريق مستقيم آن است كه ظهور آن در قوابل به حسب اقتضاى قابليّت ايشان باشد ، پس اگر چنانچه قابل تقاضاى آن كند كه حقيقت در آن به اسم « المضلّ » ظاهر شود ظهور وى بر طريق استقامت خواهد بود ، كه اگر به فرض محال به اسم « الهادي » ظاهر شود آن حقيقت در آن مظهر بر طريق مستقيم نخواهد بود .
قال مولانا الباقر عليه السلام ، أنّه قال : ( إنّ اللَّه الحليم العليم إنّما غضبه على من لم يقبل منه رضاه ، وإنّما يمنع من لم يقبل منه عطاه ، وإنّما يضلّ من لم يقبل منه هداه » ) « 2 » .
هر چه هست از قامت ناساز بىاندام ماست * ور نه تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست « 3 »
[ 42 ]
كلمة : بها يجمع بين كون مصير الكلّ إليه سبحانه ، وبين شقاوة بعضهم
از كلمهء سابقه معلوم شد كه اوست منتهاى هر راهى وغايت هر سلوكى ، وبدوست بازگشت هر موجودى .
وإنّ الكلّ على صراط مستقيم ، كما أخبر تعالى عنه بعد قوله :
« وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ * صِراطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الْأَرْضِ »
« 4 » بقوله :
« أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ
هامش
( 1 ) - هود : 56 .
( 2 ) - الكافي ، ج 8 ، ص 52 ، ح 16 .
( 3 ) - ديوان حافظ رحمه الله ، ص 32 ، غزل : « زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نيست » .
( 4 ) - الشورى : 52 - 53 .