تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكلمات المكنونة ( طبع كنگره فيض ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
غير مستقيم باشد
« ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
« 1 » . اگر از ناهموارى زمين در سايه كجى بيني ، آن كجى را عين استقامت سايه دان ؛ چه راستى ابرو وكمان در كجى است . ابروى تو گر راست بود كج باشد از كجى راستى كمان آيد ؛ چرا كه راستى ابرو وكمان عبارت از هيأتى است كه مىبايد كه بر آن باشند تا ابرو وكمان باشند . وشكّ نيست كه آن معنا در كجى ايشان راست مىآيد ، همچنين استقامت وراستى حقيقت وبودن آن بر طريق مستقيم آن است كه ظهور آن در قوابل به حسب اقتضاى قابليّت ايشان باشد ، پس اگر چنانچه قابل تقاضاى آن كند كه حقيقت در آن به اسم « المضلّ » ظاهر شود ظهور وى بر طريق استقامت خواهد بود ، كه اگر به فرض محال به اسم « الهادي » ظاهر شود آن حقيقت در آن مظهر بر طريق مستقيم نخواهد بود . قال مولانا الباقر عليه السلام ، أنّه قال : ( إنّ اللَّه الحليم العليم إنّما غضبه على من لم يقبل منه رضاه ، وإنّما يمنع من لم يقبل منه عطاه ، وإنّما يضلّ من لم يقبل منه هداه » ) « 2 » .
هر چه هست از قامت ناساز بىاندام ماست * ور نه تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست « 3 »
[ 42 ]

كلمة : بها يجمع بين كون مصير الكلّ إليه سبحانه ، وبين شقاوة بعضهم

از كلمهء سابقه معلوم شد كه اوست منتهاى هر راهى وغايت هر سلوكى ، وبدوست بازگشت هر موجودى . وإنّ الكلّ على صراط مستقيم ، كما أخبر تعالى عنه بعد قوله :
« وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ * صِراطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الْأَرْضِ »
« 4 » بقوله :
« أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ
هامش
( 1 ) - هود : 56 . ( 2 ) - الكافي ، ج 8 ، ص 52 ، ح 16 . ( 3 ) - ديوان حافظ رحمه الله ، ص 32 ، غزل : « زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نيست » . ( 4 ) - الشورى : 52 - 53 .
الكلمات المكنونة ( طبع كنگره فيض ) — صفحة 118 | الفيض الكاشاني / عليرضا اصغرى