حضرت مىفرمايد :
آن ، نيرنگ و شيطنت است . آن ، نمايش عقل را دارد ؛ ولى عقل نيست . « 1 »
ملّاصدرا دربارهء چگونگى انطباق معناى سوم عقل با اين روايت مىگويد :
در اين حديث ، نقل به معناى امور و قضاياى به كار گرفته شده در كتب اخلاق است كه آنها مبادى آرا و دانشهايى هستند كه ما مىتوانيم آنها را درك كنيم تا آنها را انجام دهيم يا از آنها دورى گزينيم . « 2 »
وى در ادامه مىگويد :
بنا بر اين تعريف امام عليه السلام از عقل ، آنچه با آن ، خداوند پرستش مىشود و بهشت به دست مىآيد ، همين معناى سوم است ؛ زيرا از جهتى مقابل شيطنت و از جهت ديگر ، مقابل كودنى خواهد بود . « 3 »
روايت ديگر ، روايت چهارم كتاب عقل و جهل است كه مورد توجّه قرار گرفته است .
در اين روايت ، حسن بن جهم از امام رضا عليه السلام نقل مىكند كه ايشان فرموده است :
دوست هر انسانى ، عقل اوست و دشمن وى جهلش است . « 4 »
ملّاصدرا در بارهء چگونگى انطباق معناى سوم عقل با اين روايت مىگويد :
در اين جا مقصود امام عليه السلام از عقل ، يكى از معانى سوم يا چهارم كه به يكديگر نزديكاند است ؛ زيرا عقل در اين جا غريزهء مشترك انسانى و علوم ضرورىاى كه مبادى نظرياتاند نيست و آراى مشهور و عقل كلّى هم - كه نخستين مخلوق است - در اين حديثْ منظور نشدهاند ؛ بلكه عقل ، از آن رو دوست انسان و جهل دشمن وى شمرده شده كه به واسطهء عقل انسان ، دوست را به دست مىآورد و به خيرات و نيكويىها راهنمايى مىشود و به واسطهء آن ، دشمنان را دفع مىنمايد و از شرور و بدىها دورى مىگزيند . « 5 »
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 11 ، ح 3 .
( 2 ) . شرح اصول الكافى ، ج 1 ، ص 225 .
( 3 ) . همان ، ص 229 .
( 4 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 11 ، ح 4 .
( 5 ) . شرح اصول الكافى ، ج 1 ، ص 231 .