روايات ، غلو ، نهى شده است . تهمت غلو ، بيشتر به شيعه و پيروان آن زده شده است كه آگاهان به سيره و روش شيعه ، مثل محمّد غزالى ، « 1 » و . . . اين كار را محكوم كردهاند .
در مورد طعن برقعى به مرحوم كلينى بايد گفت كه اولًا ، رجاليون ، در مورد حدّ و مرز غلو ، اختلاف نظر دارند و تعريف درستى از آن نشده است كه بتوان غالى را از غير غالى ، شناخت ؛ ثانياً ، مرحوم كلينى ، خود ، يكى از مبارزان با غلو بوده است و كتاب او به نام ردٌّ على القرامطه ، گواه همين معناست . اين كه شايد راويانى از او غالى باشند ، دليل نمىشود كه او را طرفدار غلو بدانيم .
7 . رواياتى كه ائمّه را سيزده نفر مىدانند
اشكال مؤلّف « كسر الصنم »
مرحوم كلينى در الكافى ، بابى دارد تحت عنوان « باب ما جاء فى الإثنى عشر و النص عليهم » ، « 2 » با بيست روايت . از ظاهر پنج روايت آن ( 7 ، 8 ، 9 ، 17 و 18 ) فهميده مىشود كه ائمّه سيزده نفرند ، مثلًا در روايت هفده ، از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه : « من و دوازده نفر از فرزندانم و تو اى على ، پايههاى استوار زمين هستيم » . مؤلّف كسر الصنم مىگويد : اگر اين روايات صحيحاند ، پس احاديث ائمّهء اثنى عشر ، حقيقت ندارند .
نقد و بررسى : به فرض كه اين پنج روايتْ صحيح باشند ، با رواياتى كه ائمّه را دوازده تن مىنامند ، معارضاند . روايات دوازده امامى ، متواترند و به قول صاحب منتخب الأثر 271 روايتاند « 3 » و روايات سيزده امامى ، مورد اعراض اصحاباند .
در پاسخ به اين روايات ، سخنهاى بسيار گفته شده است ؛ ولى به احتمال زياد ،
هامش
( 1 ) . گفتگوى بى ستيز ، ص 48 .
( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 525 .
( 3 ) . منتخب الأثر ، ص 45 .