نقد و بررسى : طبق ادلّهاى كه بيان شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام علم غيب دارند و شكّى در آن نيست و اين كه آيا علم غيب آنها نسبت به همه چيز است يا بعضى چيزها ، در ميان علماى شيعه ، اختلاف است . برخى معتقدند كه ائمّهء معصوم عليهم السلام علمشان بالفعل و مطلق است و براى اثبات ، به رواياتى متمسّك مىشوند . عدّهاى ديگر مىگويند كه علم معصومان عليهم السلام به خواست و ارادهء خودشان بستگى دارد . زمانى كه بخواهند ، مىدانند . بعضى نيز اعتقاد دارند كه امامان عليهم السلام علم غيب دارند ؛ ولى بايد طبق روند عادى ، رفتار كنند .
اين بحث ، بسيار گسترده است و ريزهكارىهاى فراوانى دارد كه بايد در بحثى جداگانه و به صورت مبسوط از آن بحث شود .
4 . حضرت مهدى ( عج )
يكى ديگر از اشكالات برقعى - كه ناظر به كتاب الكافى و راويان آن است - ، دربارهء عقيده به مهدويت و امام غايب است . شيعه و اهل سنّت و حتّى اكثر اديان جهان ، معتقدند كه در آخر الزمان ، فردى مىآيد و جهان را از عدل و داد ، پر مىكند . يكى از دلايل قرآنى براى ظهور چنين فردى ، اين آيه است كه مىفرمايد :
« وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ » ؛
« 1 »
و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين ، فرو دست شده بودند ، منّت نهيم و آنان را پيشوايان قرار دهيم و ايشان را وارث گردانيم .
همچنين آيات ديگرى در مورد اين ظهور هست كه بعضى « تنزيلى » است و دلالت بر وعدهء خدا مىكند و بعضى « تأويلى » است و تأويل آن ، به مسئلهء مهدويت شده است ؛ ولى مهمتر از اينها ، روايات فراوانى است كه در كتابهاى اهل سنّت و شيعه در اثبات مهدويتْ وجود دارد و بسيارى از دانشمندان ، بر تواتر اين اخبار ،
هامش
( 1 ) . سورهء قصص ، آيهء 5 .