البته اگر در بعضى موارد ، اهل ذكر را منطبق بر اهل كتاب گفتهاند ، از باب تطبيق كلّى بر مصاديق است .
اشكال مؤلّف « كسر الصنم »
سورهء نحل و انبيا ، مكّى هستند و ربطى به وصايت و ولايت ندارند و ائمّه عليهم السلام در آن زمان ، هنوز متولّد نشده بودند . بنا بر اين ، چگونه مىتوان گفت كه اين آيه ، ناظر به اهل بيت است ؟
نقد و بررسى : گرچه آيهء شريفه ، خطاب به مشركان و دربارهء سؤال از اهل كتاب است ، ولى با توجّه به ويژگى خاصّ ائمّهء اطهار عليهم السلام مىتوان آن را به آنها تعميم داد .
عقل هم رجوع جاهل به عالم را تأكيد مىكند و مسلّم است كه ائمّه عليهم السلام ، عالمترين افراد بودهاند و روايات متعدّدى داريم كه ائمّه عليهم السلام ، خود را « اهل ذكر » مىناميدهاند و در اين روايات ، مصداق اعلاى اهل ذكر ، معرّفى شدهاند ؛ مصداقى كه جاى شبهه و ترديد ندارد و پاسخ آنها ايجاد اطمينان مىكند .
هشت . آيهء من عنده علم الكتاب
« وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ »
؛ « 1 » و كسانى كه كافر شدند ، مىگويند كه تو فرستاده نيستى . بگو : كافى است خدا و آن كسى كه نزد او ، علم كتاب است ، ميان من و شما گواه باشد .
علّامه طباطبايى مىفرمايد :
اگر « من عنده علم الكتاب » ، خطاب به مسلمانان باشد ، مسلماً حضرت على عليه السلام ، داناترين آنها به كتاب خدا بوده است و اگرروايات هم نبود ، همين دليل براى ما كافى بود . « 2 »
هامش
( 1 ) . سورهء رعد ، آيهء 43 .
( 2 ) . الميزان ، ج 11 ، ص 530 .