محدود است و وظيفهشان ابلاغ رسالت است .
3 . دعا از غير خدا جايز نيست و درخواست از شخص مرده هم امكان ندارد .
4 . انبيا و اوليا ، پس از مردن ، هيچ اطلّاعى بر احوال دنيا ندارند .
5 . در اسلام ، حجّت خدا ، انبيا و عقل هستند ، نه ائمّهء اطهار عليهم السلام و حجّت دانستن آنها ، بدعت در دين است .
6 . وجود ولىّ امر بر مردم ، واجب است و بايد حاضر و مطّلع باشد ، نه غايب و پنهان .
7 . ائمّه عليهم السلام آموزش احكام مىدهند و اين كه امامت را از اصول دين يا فروع دين بناميم ، اشتباه است و هر كس مبيّن شريعت اسلام باشد ، مورد احترام است .
عوامل انحراف برقعى
در انحراف اين مؤلّف ، عوامل متعدّدى تأثيرگذار بوده است ، از جمله : بىتوجّهى اطرافيان و اقوام وى ، عقدهء حقارت و كجسليقگى ، ادّعاى مبارزه با خرافات و عدم شناخت خرافات دينى در جامعه ، افراط و تفريطها در فرهنگ جامعه ، روابط با اهل سنّت و تأثيرپذيرى از آنان ( تا جايى كه برخى كتب وهّابيون را ترجمه كرده ) .
د . نقد و بررسى شبهات « كسر الصنم »
برقعى ، احاديث « باب الحجّة » الكافى را عموماً جعلى و مخالف با قرآن كريم مىداند .
وى همچنين آيات ولايت را در مورد ائمّهء اطهار عليهم السلام تمام نمىداند . اشكالات وى از دو جهت است : سندى و متنى .
اشكالات سندى
وى معتقد است كه بيشتر راويان الكافى ، ضعيف و كاذب و غالىاند . به عنوان مثال ، مغيرة بن سعيد و محمّد بن ابى الخطاب و . . . را نام مىبرد و آنان را « جَعّال » ناميده