و في الغسل ، و في تحديد النهار ، و في صلاة الجمعة ، بعضها بالعربية و بعضها بالفارسية .
در سنهء 1090 در اصفهان وفات كرد و جنازهاش را به مشهد حمل كردند . قبرش در مشهد رضوى - على ساكنه سلام اللّه - در مدرسهء معروفهء به « ميرزا جعفر » است در سردابى كه محاذى است با قبر شيخ حر عاملى و مدفون است با او جماعتى از علما ؛ مانند محقّق مدقق ملا ميرزا شيروانى و شيخ على سبط شهيد ثانى ، ظاهرا « 1 » .
بعضى شعرا در تاريخ فوت او گفته : شد « شريعت » ( 680 ) بىسر و افتاد از پا اجتهاد ( 410 ) [ كه 680 بهعلاوه 410 مىشود : 1090 ] .
و اين شيخ جليل از شاگردان شيخ بهائى و از بزرگان شاگردان اوست . شوهر خواهرش « 2 » محقّق جليل آقا حسين خونسارى و ساكن در اصفهان بوده و امامت جمعه و جماعت و منصب شيخ الاسلامى اصفهان و تدريس مدرسهء مولانا عبد اللّه شوشترى به او مفوّض بوده ، و جناب سيد وزير كبير خليفه سلطان ، او را دوست مىداشت ، و او را بر سايرين مقدم مىداشت و اين رباعى از نتايج خيال اين شيخ مفضال است ، چنان كه در دقايق الخيال سيد محمد صالح رضوى رحمه اللّه ديدم :
در عالم تن چه ماندهاى بىمايه * پايى بردار و بگذار از نه پايه
از مشرق جان بر تو نتابد نورى * تا از پى تن همى روى چون سايه
گويند : در اواخر زمان حيات ترك اصفهان نموده مجاورت آستان ملايك پاسبان امام انس و جان حضرت امام رضا - عليه صلوات اللّه الملك المنان - را اختيار نمود و يكى از مدارس قديمهء مشهد مقدس را - كه در آن اوان معروف به « سميعيه » « 3 » بود - تعمير و تجديد فرمود و آن مدرسه در بالا خيابان واقع است ، و مبالغى كتب و املاك و دكاكين و ما يحتاج بر سكنهء آن وقف ساخت و خود به نفس نفيس در آنجا به مباحثه و تدريس پرداخت و از آن تاريخ به بعد آن مدرسه معروف شد به « مدرسهء ملا محمد باقر » .
هامش
( 1 ) . و ديگرانى كه نام آنها در كتاب خاندان شيخ الاسلام اصفهان ، ص 118 و . . . ذكر شده است
( 2 ) . در كتاب تاريخ علماء خراسان ، ص 33 ، آقا حسين خوانسارى را داماد خود سبزوارى مىداند نه داماد خواهرش
( 3 ) . واقف آن مدرسه عبد السميع خان نامى از خوانين بوده على المنقول ( منه رحمه اللّه )