ما طلعت الشّمس و ما شىء يدبّ تحت الخورنق ، إلّا و هو تحت أيدينا فغربت شمسنا و قد رحمنا جميع من كان يحسدنا و ما من بيت دخلته حبرة إلّا و اعقبته عبرة . ثمّ انشأت تقول :
فبينا نسوق النّاس و الأمر أمرنا * إذا نحن فيهم سوقة نتنصّف
الأبيات
مؤلّف گويد كه ، نكبات روزگار لا يعدّ و لا يحصى است و حضرت سيد سجاد - صلوات اللّه عليه - در صحيفه از آن استعاذه جسته در دعاى استعاذه بقوله عليه السّلام : « أو ينكبنا الزّمان » « 1 » و سيد عليخان رحمه اللّه در شرح آن نيز حكايتى غريب از نكبت روزگار به آل برامكه نقل فرموده « 2 » ، لكن چون مقام نقلش نيست و آن حكايت معروف است من آن را ذكر « 3 » نمىكنم ، و لكن در عوض آن اين حكايت مختصر را ذكر مىنمايم كه در كتاب تاريخ خود در احوال قاهر باللّه خليفهء 19 عباسى نگاشتهام و آن حكايت اين است كه ، شخصى نقل كرده كه من در بغداد در مسجد جامع منصورى نماز مىگزاردم كه ناگاه مرد نابينايى را ديدم كه جبّهء كهنهاى دربر داشت كه از كهنگى و اندراس روى آن رفته بود همين قدر آسترى از آن با قدرى پنبه در آن مانده بود و مىگفت : ايّها النّاس ، بر من تصدّق كنيد . همانا من ديروز امير المؤمنين بودم و امروز از فقراى مسلمين مىباشم . پرسيدم : اين شخص فقير كيست كه چنين كلامى مىگويد ؟ گفتند :
قاهر باللّه خليفهء عباسى است .
و بس است از براى عاقل دانا همين يك قضيه در بىاعتبارى دنيا . نعوذ باللّه من نكبات الزمان « 4 »
محمّد حسين القمشئي النجفي الكبير « 5 »
عالم عامل فاضل كامل ثقهء فقيه أصولى من جبال العلم ، كثير التصنيف شرح رساله
هامش
( 1 ) . دعاى هشتم صحيفه سجاديه
( 2 ) . رياض السالكين ، ج 2 ، ص 385
( 3 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 382
( 4 ) . تتمة المنتهى ، ص 292
( 5 ) . ايشان در محاربهء عراقيان با انگليسىها شركت داشت و دربارهء شرح حال او ر . ك : نقباء البشر ، ص 635 ؛ شخصيت شيخ انصارى ، ص 252 ؛ تذكرة القبور يا دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ص 292 ؛ هدية الرازى ، ص 97