والدش ، و رسالههاى بسيار در فقه و مسائل فقهيه ، و ديوان شعر و غير ذلك .
شيخ مرحوم محدّث نورى رحمه اللّه فرموده كه ، شرح استبصار او بر منوال مجمع البيان است و در سند احاديث تنبيه فرموده بر مطالبى كه خبر مىدهد از طول باع و تبحر و دقت فهم او ، و اغلب فوايدى كه در تعليقهء استاد اكبر بهبهانى كه از مطالب رجاليه است در آن موجود است لكن استاد اكبر آنرا مهذب فرموده « 1 » - انتهى .
و اين شيخ بزرگوار كتاب رجال كبير را به خط مبارك خود كه مثل خط والدش حسن ، حسن بوده ، نوشته و آن نسخهء شريفه در كتابخانهء جناب حجة الاسلام حاجى سيد محمد باقر رشتى و نزد سميّش صاحب روضات بوده ، چنان كه فرزند جليل و خلف نبيلش شيخ على نيز رجال كبير را به خط خود نوشته به تاريخ سنهء 1053 و در مشهد مقدس رضوى موجود است و اين احقر آنرا زيارت كردهام . و شيخ محمد مذكور قصيدهاى در مدح صاحب مدارك گفته و از اشعار اوست كه در مرثيهء حضرت ابو عبد اللّه الحسين عليه السّلام گفته :
كيف ترقى دموع أهل الولاء * و الحسين الشّهيد في كربلاء
جدّه المصطفى الأمين على ال * وحي من اللّه خاتم الأنبياء
و أبوه أخو النبي علي * آية اللّه ، سيّد الأوصياء
أمّه البضعة البتول ، أخوه * صفوة الأولياء و الأصفياء « 2 »
- الأبيات .
و اين شيخ جليل مجاور به مكه بود و از چيزهايى كه مشهور است آن است كه وقتى در طواف خانه بود كه مردى نزد او آمد و به او عطا نمود گلى از گلهاى زمستان كه نه در آن بلاد بود و نه آن زمان موسم آن بود . پس شيخ پرسيد كه ، اين را از كجا آوردى ؟ فرمود : از خرابات « 3 » . پس خواست تا او را ببيند ديگر او را نديد « 4 » .
هامش
( 1 ) . خاتمهء مستدرك ، ج 2 ، ص 78
( 2 ) . ر . ك : ادب الطف ، ج 5 ، ص 87 ؛ الطليعه ، ج 2 ، ص 194 ؛ رياض العلماء ، ج 5 ، ص 60 ؛ روضات الجنات ، ج 7 ، ص 41 ؛ امل الآمل ، ج 1 ، ص 14
( 3 ) . بيايد در ترجمه محمد بن على بن ابراهيم الاسترآبادى مانند اين ( منه رحمه اللّه )
( 4 ) . بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 176